تبليغاتX
آوای آشنا

آوای آشنا


در پی انتشار مطلبی در سایت "آی طنز" که به طور تخصصی در حوزه طنز مکتوب فعالیت می کند ، کیهان ، طنز این سایت را جدی گرفت و به نقل از "منابع موثق" خبر داد که اوباما ایرانی است .
سرویس خارجی کیهان نوشت:

منابع موثق خبري مي گويند، هيچ مي دانيد كه سناتور «باراك اوباما»ي آمريكايي كه شايد «بختش بزند» و رئيس جمهور هم شود، ايراني الاصل «از آب» درآمده است.
در واقع، آن طور كه «ايتارتاس» گزارش مي كند، گزارش «آسوشيتدنيوز» به ما مي گويد كه شخصي به اسم دكتر «اندي واسهول» از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه معتبر «ام.آي.تي» آمريكا، اعلام كرده كه طبق تحقيقاتش، «باراك حسين اوباما» اصلا اهل جنوب ايران و شيعه است!
به عبارت ديگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ي «بوشهر» است كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل سر از آمريكا درآورده است!

به اين ترتيب كه، جد بزرگش در واقع «ميرحسن خان اوبامايي» كه از ميرآب هاي معروف «بوشهر» بوده (و به همين خاطر هم اسمش «اوباما» يا «آب با ما» بوده)، بعد از يك نزاع خونين با سقاباشي «ناصرالدين شاه قاجار» از اين شهر فرار كرده و به مرز عثماني مي رود و بعدش، در «حلبچه» به عنوان تاجر زردچوبه و سپس به عنوان تاجر زعفران فعاليت كرده و رفته «حلب» (در سوريه فعلي)! ظاهرا، «ميرحسن خان» همانجا هم فوت مي كند و پسرش، «علي اصغر اوباما» به خاطر ضديت اهالي عثماني با شيعيان ايراني، راه «طرابلس» را پيش مي گيرد و آنجا به تجارت تنباكو مشغول مي شود! اما، بعد از اينكه قليان چاق كردن در آنجا ممنوع مي شود، اين خانواده هم «تكه پاره» شده و هر «تكه اش» به جايي مهاجرت كرده است!

مي گويند، حالا اين وسط پدربزرگ «حسين» كمي قبل از جنگ جهاني دوم مي آيد و به همراه خانواده اش به جنوب غربي آفريقا مهاجرت و براي امرار معاش هم از پشم شتر پارچه درست مي كند طوري كه، بعد از جنگ «برك» (همان «باراك» )ايراني كلي محبوبيت پيدا مي كند و شهرتش به آمريكا و به گوش معاون شهردار «واشنگتن» مي رسد، كه او را به «لس آنجلس» دعوت مي كند!

خلاصه، اين جوري مي شود كه جناب پدربزرگ در تگزاس مستقر مي شود و به توليد و تجارت «برك» مي پردازد، اما چون واردات شتر و پشمش به آمريكا ممنوع مي شود، او هم ورشكسته مي شود!

 گزارش ها باز هم مي گويند، پدر «باراك» كه اسمش «حسين اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعيت ايراني- آمريكايي مي گيرد و بعدش هم با يك دختر مسيحي ازدواج مي كند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دينش مي شود «اسلامي- مسيحي»! و چون نمي تواند اسم ايراني روي پسرش بگذارد، پس اسمش را مي گذارد «باراك» (همان «برك») و اسم خودش را در اسم بچه مي گنجاند (باراك حسين اوباما).

حالا، مي گويند افشاي اين موضوع مي تواند كلي دردسر براي آينده سياسي جناب «اوباما»ي آمريكايي درست كند!

بهرحال، تا حالا كه خود «اوباما» كه خودش را كشته تا حمايت صهيونيست ها را جلب كند، در اين مورد اظهارنظري نكرده است.

یادآور می شود این خبر پیشتر در عصرایران و به نقل از آی طنز ، به عنوان "خبر طنز" منتشر شده بود .
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:39  توسط مجید  | 

به تازگي بخشنامه‌اي از سوي اتحاديه صنف پيرايشگاه‌هاي مردانه در پايتخت(كه مدتي است به آرايشگاه مردانه-پسرانه تغيير ماهيت‌داده اند) ابلاغ شده که بر اساس آن تمامي آرايشگران موظفند از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران خودداري كنند.

به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، پليس شهر تهران از مجمع صنفي پيرايشگاه‌هاي مردانه تعهدنامه‌اي گرفته تا از اين پس ديگر مدل‌هاي نامناسب را به مشتري‌ها عرضه نکند.

اين در حالي است که در بسياري از پيرايشگاه‌هاي مردانه مدل‌هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر به راحتي عرضه مي‌شود و مشتري‌ها نيز معمولاً به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل‌ها استقبال مي‌کنند!

بنابراين پسرهاي فشن بايد به قانون احترام بگذارند و بدانند كه «پسراي خوب هيچ وقت ابرو بر نمي دارن؛ زشته، خوبيت نداره!».

اين دوستان فشن همچنين بايد توجه داشته باشند كه قانون، قانون است و با هيچ كس شوخي ندارد. البته پسران فشن تهراني مي‌توانند اميدوار باشند كه قانون منع آرايش و ابروبرداري پسران هم مثل قانون ممنوعيت قليان لغو شود.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:38  توسط مجید  | 

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، محمدحسين صفار هرندي، در دومين همايش ملي روابط عمومي‌ دستگاه هاي ‏اجرايي تاکيد کرد که بي خبري مردم، بهتر از اطلاع رساني به آنان توسط رسانه هاي نامناسب براي "روح ‏لطيف آنان" است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، محمدحسين صفار هرندي، در دومين همايش ملي روابط عمومي‌ دستگاه هاي ‏اجرايي تاکيد کرد که بي خبري مردم، بهتر از اطلاع رساني به آنان توسط رسانه هاي نامناسب براي روح ‏لطيف آنان است.‏
سردبير سابق روزنامه کيهان در اين همايش اظهار داشت: "در ادبيات عامه‌ مي‌گويند بي‌خبري‎ اگر نوع اطلاع ‌رساني طوري باشد که‏‎ ‎براي ‎خوش‌خبري ‏است، روح لطيف مردم اسباب زحمت شود، آن‌ها ترجيح ‏مي‌دهند گوش ندهند، اطلاعات اگر‎ ‎سوهان روح مردم باشد، دريافت‌ نکردنش براي آن‌ها مزيت نسبي دارد.‏‎ ‎برخي ديدگاه‌هاي رسانه‌اي چنان‏‎ ‎است که در آن‌ها حتي به قيمت تخريب روان مخاطب حاضرند اطلاع‌رساني ‏کنند؛ چون خبرشان‎ ‎جذابيت پيدا مي‌کند. ‎يکي از مسائلي که با آن‏‎ ‎مواجهيم دروغ در حوزه‌ سياسي و مسائل ‏حکومتي، هم‌چنين کم‌فروشي در دادن اطلاعات‏‎ ‎واقعي به جامعه و يا دادن خبر برعکس و مخدوش است."‏

وزير ارشاد در اظهار نظري ديگر گفت:‌ "هيچ دولتي به مانند دولت نهم دربرابرمطبوعات و رسانه‌ها ‏ازخود چنين سعه صدري نشان نداده است‏‎".‎

اين در حالي است که روز شنبه نيز خبرگزاري مهر اظهارات غلام‌حسين الهام، سخنگوي دولت را نقل کرده ‏بود که مهمترين ويژگي برجسته دولت محمود احمدي‌نژاد را "مخالفت بنيادين با امر سانسور" و "حمايت از ‏گردش آزاد اطلاعات در ايران" مي دانست‎.‎‏ سخنگوي دولت كه در دومين همايش ملي روابط عمومي ‏دستگاه‌هاي اجرايي سخنراني مي‌کرد، گفت که حفاظت از اصل آزادي رسانه‌اي، پرهيز از سيطره و انحصار ‏رسانه‌ها در خدمت دولت مهمترين ويژگي برجسته دولت در امر اطلاع‌رساني است‏‎.‎
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 12:35  توسط مجید  | 

(م ـ الف) که به سلامتي در حال تحصيل در مقطع کارداني پودماني بدون کنکور در دانشگاه آزاد است و متأسفانه از ناراحتي شديد کليوي در رنج است موفق به اخذ کارت معافيت سربازي شده و همزمان در يکي از اقتصادي ترين شرکت هاي استان (پتروشيمي ) استخدام رسمي شده

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دو هفته نامه ايلام فردا تيتر اول خود را به موضوع استفاده يکي از مسئولان سياسي ايلام  از موقعيت خود براي استخدام فرزندش اختصاص داده است.
به گزارش البرز در اين مطلب با عنوان (به به ، بخوانيد و تعجب نکنيد؟!) تأکيد شده که با وجود فارغ التحصيلان دانشگاهي فراوان انگار بيکاري فقط مختص عده اي است.
در ادامه مطلب  با نثر طنز آلود و کنايه آميزآمده است که آقازاده يکي از مديران به نام  (م ـ الف) که به سلامتي در حال تحصيل در مقطع کارداني پودماني بدون کنکور در دانشگاه آزاد است و متأسفانه از ناراحتي شديد کليوي در رنج است موفق به اخذ کارت معافيت سربازي شده و همزمان در يکي از اقتصادي ترين شرکت هاي استان (پتروشيمي ) استخدام رسمي شده و اين در حاليست که طبق قانون استخدام دارندگان معافيت پزشکي ممنوع است.
در ادامه مطلب نگارنده به اعزام گروهي از افراد تازه استخدام شده اين مجتمع به دوره آموزشي ژاپن اشاره و تأکيد کرده است که در اداره اي که اين آقازاده جذب شده ، جوانان تحصيلکرده زيادي از جمله دانشجويان و فارغ التحصيلان دکترا و کارشناسي ارشد مشغول فعاليت هستند که اجازه نيافته اند به کشور خارجي اعزام شوند ولي او به عنوان نخبه استاني با بدرقه رسمي رهسپار کشور ژاپن شده است.
اين مطلب با گفتاري از فلاسفه به پايان رسيده با اين مضمون که هر کس بتواند شجاعت را خريداري کند، شجاع است هرچند بزدل باشد.
گفته مي شود روي سخن نشريه ايلام فردا با فرماندار شهرستان ايلام مرکز (استان ) است که با استفاده از موقعيت اداري خود فرزندش را در پتروشيمي استخدام کرده است، استخدام  فرزند فرماندار ايلام در مجتمع پتروشيمي بدون دارا بودن مدرک تخصصي اين روزها با انتقاد شديد محافل مختلف مواجه شده است.
ايلام فردا به مدير مسئولي احمد شوهاني منتشر مي شود و داراي گرايش مستقل اما متمايل به اصلاح طلبان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 12:34  توسط مجید  | 

http://www.zom.ir/files/n0bnpg8wc0zvnaysgprp.jpg

امروز کتابی به دستم رسید به ناماصطلاحات خودمانیاثری ازدکتر محمود اکرامیانقدر این کتاب به نظرم جالب آمد که ناخودآگاه سی چهل صفحه از آن را بدون اینکه قصد خواندنش را داشته باشم خواندم!

این کتاب مجموعه‌ای از اصطلاحات خیابانی است که مردم استفاده می کنند. دکتر اکرامی خود را از قید و بند اصول دستوری رها کرده و خیلی آزادانه به این مقوله پرداخته. اگر این کتاب را که قیمتش 3000 تومان است نخرید کل عمرتان برفناست! (ما که امانت گرفتیم.) چند اصطلاح خیلی جالب را برایتان می‌آورم:

آب پرتقال:لوس/ بچه ننه/ کسی که خیلی خودش را دوست دارد

آفتابه: بی‌ریخت/ بی‌ارزش/ یه‌وری/ چلاق

اسب: آدم گیج

اوچیکتیم: تغییر یافته (کوچکتیم) نهایت تحقیر خود در برابر دوست

پشکل نشان: بی‌ارزش/ بی‌مارک

تیمیز: (تمیز) عالی/ خوب

جواد: کسی که لباس دمده می‌پوشد

سننه: به تو چه ربطی دارد

فاطی کماندو: زن چادری که به بی‌حجابها گیر می‌دهد

در پایان باید به این نکته اشاره کنم که این کتاب چند فصل دارد و یکی از فصلهایش فرهنگ است و بقیه نقد و تفسیر این نوع فرهنگ (خیابانی) است. تقسیم بندیها و ریزبینی‌های دکتر اکرامی در این موارد واقعا خواندنی‌ست.

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:42  توسط مجید  |