به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.
به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.
متهم 10 دي ماه سال گذشته بار ديگر پاي ميز محاکمه رفت و قضات دادگاه دوباره وي را به مرگ محکوم کردند اما باز هم ديوان عالي کشور اين راي را مطابق با موازين قانوني ندانست. به اين ترتيب پرونده از موارد اصراري- کيفري شناخته و به هيات عمومي ديوان عالي کشور ارجاع شد و 45 قاضي عالي رتبه مسوول بررسي مجدد موضوع شدند. به گزارش ايسکانيوز در جلسه يي که در اين خصوص تشکيل شد ابراهيم ابراهيمي- معاون قضايي ديوان عالي کشور- با اشاره به جزئيات پرونده گفت؛ شواهد نشان مي دهد عباس به زور، دختر فريب خورده را به يک ويلا در خارج شهر برده و با تلفن همراهش از وي فيلمبرداري کرده است.وي ادامه داد؛ عباس در موارد متعددي سعيده را آزار داده و تهديد کرده است. همچنين اظهارات دوست سعيده مبني بر اينکه شاکي با اکراه و اجبار، همراه عباس مي رفته و به خاطر آبرويش شکايت نمي کرده و حتي يک بار رگ دستش را بريده و به بيمارستان مراجعه نکرده است؛ زواياي پنهان پرونده را روشن و علم را براي قضاوت حاصل مي کند.در ادامه اين نشست ، دادستان کل کشور نيز گفت، در پرونده شواهدي موجود است که تجاوز به عنف را به اثبات مي رساند. همچنين محتويات فيلم ثابت مي کند عباس به عنف و با زور، سعيده را آزار داده است.در پايان اين نشست 25 قاضي از 45 قاضي رسيدگي کننده، حکم دادگاه کيفري را تاييد کردند و عباس را مستحق اعدام دانستند.
اين بسيجي با نام «محمود توفيقيان» صبح امروز هنگام مراجعت به محل كار خود در فرديس با مشاهده خودرويي كه خانم و آقايي برآن سوار بودهاند، به آنها تذكر ميدهد كه به دلايلي كه بايستي مورد بررسي قرار گيرد؛ كار به درگيري كشيده ميشود.
در همين رابطه، «واحد كولواري» فرمانده پايگاه بسيج شهيد دستواره در فرديس كرج به خبرگزاري فارس گفت: راننده اين خودرو توجهي به تذكرات وي نكرده و با حركت خودرو و دنده عقب گرفتن توفيقيان را محكم به ديوار كوبيده و وي را به شدت مجروح ميكند.
اين مسئول گفت: در اين راستا مأموران نيروي انتظامي و مردم به صحنه آمده و متهم را دستگير و فرد مجروح را به بيمارستان تأمين اجتماعي واقع در فرديس ميرسانند.
كولواري تصريح كرد: متأسفانه توفيقيان قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
محمود توفيقيان بيست و دو ساله بوده و سالها در بسيج فعاليت داشته است.
-بازپرس ويژه قتل- در جريان قرار گرفت و به كارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي ماموريت داد عاملان اين اسيدپاشي مرگبار را شناسايي و بازداشت كنند. پليس در بدو تحقيقات خود با پي بردن به هويت مقتول 30 ساله به نام سارا به بازجويي از خانواده او پرداخت و مشخص شد اين زن چند سال قبل از شوهرش طلاق گرفته است. روشن شدن اين موضوع شوهر سابق سارا را در مظان اتهام قرار داد اما همان بررسي هاي مقدماتي نشان داد اين مرد در مرگ زن سابقش هيچ نقشي نداشته است.از آنجا كه اكثر موارد اسيدپاشي به خاطر كينه جويي هاي ناشي از شكست عاطفي به وقوع مي پيوندد كارآگاهان تصميم گرفتند به كنكاش در زندگي خصوصي سارا بپردازند. آنان متوجه شدند مقتول مدت ها قبل با مرد جواني به نام عليرضا رابطه دوستانه داشته، اما اين روابط اخيراً تيره شده بود.در حالي كه نام عليرضا در پرونده مرگ زن 30 ساله ثبت شده بود كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات به بازجويي از شاهدان عيني پرداختند. از آنجا كه دو موتورسوار كلاه كاسكت بر سر داشتند هيچ يك از ناظران واقعه چهره متهمان را نديده بودند. اما يكي از آنها توانسته بود شماره پلاك موتورسيكلت مهاجمان را به خاطر بسپارد. با رديابي اين موتورسيكلت هويت مالك آن به نام مسعود فاش شد. زماني كه ماموران به منزل اين مرد رفتند تا از وي تحقيق كنند متوجه شدند او از روز اسيدپاشي خانه اش را ترك كرده است. دنبال كردن ردپاي مسعود پليس را به يكي از شهرهاي مرزي كشور كشاند و كارآگاهان توانستند در عملياتي غافلگيركننده اين متهم را كه قصد داشت به كشور ارمنستان بگريزد بازداشت كنند. مسعود پس از انتقال به پليس آگاهي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ عامل اصلي اسيدپاشي، دوست صميمي ام عليرضا است.وي توضيح داد؛ عليرضا به سارا علاقه داشت اما اخيراً به وي مشكوك شده بود براي اينكه اين زن را بترساند و از او انتقام بگيرد تصميم گرفت روي او اسيد بپاشد. وقتي از من كمك خواست قبول كردم روز حادثه همراهش بروم.پس از اظهارات اين متهم در حالي كه كارآگاهان قصد داشتند براي دستگيري عليرضا وارد عمل شوند اين مرد به پليس آگاهي مراجعه و خودش را تسليم كرد. وي ديروز در شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و با بيان اينكه قصد كشتن سارا را نداشته، گفت؛ من و سارا 4 سال پيش با هم آشنا شديم و من به شدت به وي علاقه پيدا كردم. در اين مدت هر كاري كه مي خواست برايش انجام مي دادم و هدفم اين بود كه با وي ازدواج كنم. سارا به من گفته بود چون شوهر اولش اخلاق خوبي نداشت طلاق گرفته است. من هم حرفش را باور كردم و با اين تصور كه سارا همان زن رويايي ام است به رابطه ام با او ادامه دادم تا اينكه كم كم رفتارهايي از وي ديدم كه شكم را برانگيخت. هر چند سارا مرا به بدبيني متهم مي كرد اما اين تصور كه وي با افراد ديگري در رفت و آمد است مرا به شدت آزار مي داد تا اينكه تصميم گرفتم او را بترسانم. از خيابان ناصرخسرو اسيد تهيه كردم و شب حادثه به همراه مسعود به مقابل خانه يكي از دوستان سارا رفتم و در حالي كه مي دانستم زن مورد علاقه ام آنجا است حدود يك ساعت به انتظار ماندم تا وي از منزل بيرون بيايد سپس به طرفش رفتم و روي كمر و پايش اسيد ريختم.متهم به قتل افزود؛ من نمي خواستم صدمه جدي به سارا بزنم و فقط هدفم اين بود كه وي را بترسانم حتي مي خواستم يك هفته بعد به سارا تلفن بزنم و به وي بگويم سزاي كسي كه رفتار نادرست داشته باشد همين است. من حتي از مرگ سارا نيز بي اطلاع بودم تا اينكه يكي از دوستان مشترك مان اين خبر را به من داد و پس از آن تصميم گرفتم خود را معرفي كنم.
بنابر اين گزارش عليرضا و همدستش اكنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
ناهيد باغگر متولد سال 67 ساكن بستان آباد با توجه به فشارها و محدوديتها در خانواده بالاخص ضرب و شتم مكرر كه حتي در موردي با ضربه شي فلزي به سر وي منجر به مشكلات رواني گرديده بود به همراه پسري به نام حميد .م تصميم به فرار از منزل ميگيرد .
ناهيد يكبار نيز در 14 سالگي چنين اقدامي نموده بود و به تهران گريخته و پس از بازگردانده شدن به منزل از تحصيل محروم و تحت فشار و محدوديت در منزل نگهداري ميشد ، حميد.م با اطلاع از محدوديتهاي دختر، وي را اغفال و به خانه فسادي در شهر تبريز منتقل و از تجاوز به وي اقدام به تهيه فيلمي به مدت 30 دقيقه مينمايد و بدين طريق با تهديد وي آخرين راه بازگشت به منزل وي را از اين دختر ميگيرد .
با دست ياقتن دوستان حميد به فيلم مذبور و تهديد آنان مبني بر اطلاع دادن به پليس ، حميد دختر را در اختيار دوستان خود نيز قرار ميدهد و آنان نيز با تهيه فيلم كوتاهي به وسيله تلفن همراه اقدام به انتشار فيلم تجاوز به اين دختر مينمايند . سرانجام با ورود نيروي انتظامي ، ناهيد دستگير و به خانواده اي كه حاضر به پذيرفتن وي نبودند بازگردانده شد و سرانجام نيز دادگاه طي حكم صادره پسر و دختر را با مهريه يك دست و يك پا (معادل 180 ميليون تومان) به جبر به ازدواج يكديگر در مي آورد. اين در حالي است كه دختر و پسر جوان به هيچ روي حاضر به زندگي مشترك با يكديگر نيستند .گفته شده است تعدادي از افراد تندروي مذهبي با جمع آوري طوماري در شهر مذكور خواهان سنگسار ناهيد باغگر گشته اند .
اكنون اين دختر در سايه عدم حمايت قانونگذار از وي از سويي طرد از سوي خانواده ، به جبر به ازدواج با فردي كه خواهان او نيست در آمده است ، فيلم تجاوز به وي در سطح منطقه در سطح وسيعي منتشر گشته است و از سوي افراط گرايان مذهبي با تهديد به سنگسار مورد آزار و اذيت قرار دارد.
به گزارش ايسنا، عصر روز گذشته در خروجي صدر بزرگراه مدرس زماني كه يك مامور راهنمايي و رانندگي در حال تذكر به يك قاضي دادگستري بود ناگهان با وي درگير شد و اقدام به زدن اسپري به صورت وي و ضرب و شتم او كرد كه اين قاضي صبح امروز با حضور در دادسراي جنايي از مامور ياد شده، شكايت كرد.
با طرح شكايت اين فرد و تشكيل پرونده در دادسرا، مامور متهم مدعي شد:اين قاضي اقدام به تخلف رانندگي كرده و زماني كه به او تذكر دادم خود را قاضي معرفي كرد به همين دليل با وي درگير شدم، كنترلم را از دست دادم و اقدام به زدن اسپري و ضرب و شتم او كردم.
با توجه به اظهارات اين فرد، بازپرس جنايي با صدور قرار بازداشت وي را روانه زندان كرد.
بازپرس امور جنايي تهران با اشاره به اين پرونده گفت: صرف نظر از آنكه قاضي به دليل داشتن مقام قضايي داراي جايگاه خاص است و حتي برخورد با او موازين ويژهاي دارد اما با شاكي پرونده به عنوان يك شهروند نيز نبايد چنين برخوردي ميشد زيرا مجازات تخلف رانندگي از سوي يك شهروند، اهانت، ضرب و شتم و زدن اسپري نيست.
وي افزود: شاكي پرونده از قضات دادگاه كيفري و رييس يكي از شعبات شوراي حل اختلافات راهنمايي و رانندگي است.
به گزارش خبرنگار «امینجامعه»، یکی از دغدغههای مردم و بهخصوص خانوادهها نحوه فعالیت فرزندان آنها در محلهایی است که در قالب شرکت خصوصی مشغول به کار و فعالیت شدهاند.
دغدغهیی که متاسفانه به دلیل عدم نظارت مطلوب از سوی سازمانها و نهادها بر نحوه فعالیت شرکتهای خصوصی پیش آمده است. چرا که برخی از شرکتهایی که فقط روی کاغذ ثبت میشوند، امنیت دختران و به تبع آن خانوادهها را به مخاطره میاندازند.
شکایتهای مردمی
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به این موضوع و متلاشی شدن یک باند تبهکاری که علاوه بر سرقت، کیفقاپی و اخاذی، دختران جوان را اغفال و پس از آزار و اذیت و تهیه فیلمهای غیراخلاقی از آنها در رسیدن به اهداف شوم خود سوءاستفاده میکردند، به خبرنگار ما گفت: در ماههای پایانی سال گذشته تعدادی از شاکیان با مراجعه به پلیس آگاهی تهران بزرگ، عنوان میکردند افراد سارق با اطلاع از دریافت پول و یا حمل طلا و جواهر به تعقیب آنها پرداخته و با روشهای مختلف ازجمله پنچری خودرو و یا کیفقاپی، اموال آنها را به سرقت بردهاند.
تشکیل تیم ویژه
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ افزود: با افزایش این شکایتها، یک تیم ویژه از کارآگاهان اداره 18 پلیس آگاهی، پیشگیریهای علمی و تخصصی خود را در این ارتباط آغاز کردند و با توجه به شیوه سرقت و چهرهنگاری با مراجعه به بانک اطلاعات مجرمان سابقهدار، ردپای یک مجرم سابقهدار به نام «مجید» معروف به «چپول» را شناسایی کرده و وی را به صورت غیرمحسوس تحت کنترل قرار دادند.
استخدام دختران جوان
محمدیان ادامه داد: با تحت کنترل قرار گرفتن متهم معلوم شد این تبهکار خطرناک که دارای چندین فقره سابقه کیفری است، پس از آزادی از زندان نحوه فعالیت مجرمانه خود را تغییر داده و این بار در قالب شرکتهای صوری در نقاط مختلف تهران ازجمله برخی از شهرستانهای کرج، همدان، اراک و... با درج آگهی در جراید کثیرالانتشار مبادرت به جذب دختران جوان به بهانه استخدام کرده است.
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ تصریح کرد: درحالی که تحقیق در این زمینه ادامه داشت، مشخص شد برخی از دختران که به استخدام شرکتهای صوری درآمدهاند، از سوی زنی که به عنوان منشی شرکت فعالیت میکند، اغفال شده و با وعدههای فریبنده ازجمله ازدواج، سفر به خارج از کشور و... در دام توطئه وی گرفتار شده و پس از ارتباط با مجید و دیگر مجرمانی که با این فرد در ارتباط هستند، از دختران جوان هتک حرمت شده و از آنها تصاویر غیراخلاقی تهیه شده است.
سرهنگ محمدیان اضافه کرد: با بهدست آمدن این اطلاعات در مرحله بعدی از تحقیقات مشخص شد، سرکرده باند با بیش از 15نفر از سارقان و مجرمان حرفهیی در ارتباط بوده و آنها پس از سرقت پول و چکهای مسافرتی، چکهای مسروقه را در اختیار سرکرده باند قرار داده و سپس چکهای مسروقه مسافرتی همراه با شناسنامههای جعلی در اختیار دختران جوان قرار گرفته و آنها به همراه اعضای باند و در پوشش خانواده اقدام به وصول چکهای مسروقه از بانک کرده و یا مبادرت به خرید طلا و جواهر میکنند.
آغاز عملیات ویژه
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ اضافه کرد: با جمعبندی این اطلاعات و شناسایی 4مخفیگاه متهمان که در پوشش شرکتهای قلابی فعالیت میکردند، موضوع را به دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی گزارش کردند و با صدر دستور قضایی از سوی دادیار سلیمانی تیمهای عملیاتی پلیس آگاهی تهران بزرگ با هدایت سرهنگ رهبریان رییس اداره 18پلیس آگاهی تهران در یک عملیات همزمان وارد محلها شده و 12نفر از تبهکاران را به همراه 11دختر جوان که قربانی امیال پلید متهمان شده بودند، دستگیر و در بازرسی از محل 33جلد شناسنامه جعلی مورد استفاده دختران جوان برای وصول چکهای مسروقه، انواع مهرهای جعلی متعلق به سازمانها و نهادهای دولتی و 50فقره دستهچک مربوط به افراد مالباخته را کشف و ضبط کردند.
اعتراف به سرقت 5/2میلیارد تومانی
محمدیان بیان کرد: با انتقال متهمان به پلیس آگاهی و اعتراف آنها به بیش از 300فقره سرقت مشخص شد آنها در این سرقتها بیش از 5/2میلیارد تومان از اموال مردم را سرقت کردهاند. به طوری که در نخستین مرحله 150نفر از مالباختگان شناسایی شده و با حضور در پلیس آگاهی متهمان را شناسایی کردند.
محمدیان افزود: در تحقیق از متهمان معلوم شد آنها پس از تهیه فیلمهای غیراخلاقی از دختران جوان آنها را تهدید کردهاند در صورتی که در وصول چکها و یا خرید طلا و جواهر با آنها همکاری نکنند، اعضای باند اقدام به تکثیر فیلمهای آنها کرده و آن را به آدرس بستگان و یا محلهایی که پیش از این و هنگام استخدام در فرم استخدامی خود قید کرده بودند، ارسال خواهند کرد که این تهدید موجب همکاری از سوی دختران فریب خورده شده بود.
شناسایی عضو دیگر باند
سرهنگ محمدیان ادامه داد: در مرحله دیگری از تحقیقات معلوم شد یکی دیگر از اعضای این باند که از مدتها قبل تحت تعقیب پلیس آگاهی قرار داشته، هنگام سرقت در شهر آمل دستگیر شده و خود را با هویت جعلی معرفی کرده است که بلافاصله یک تیم از ماموران به این شهر اعزام شده و هویت اصلی این متهم به نام «سیدمجید- م» معروف به «افغان» مورد شناسایی قرار گرفت و معلوم شد، وی نقش ویژهیی در سرقت از طلافروشیها به عهده داشته و به اتهام سرقت 63کیلو طلا تحت تعقیب پلیس آگاهی چند شهر قرار داشته است.
هشدار به خانواده ها
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ با هشدار به خانوادهها و بهخصوص دختران جوانی که قصد استخدام در شرکتهای خصوصی را دارند، گفت: توجه به هشدارها و توصیههای پلیسي از مولفههای بسیار مهم برای پیشگیری از مشکلاتی است که ممکن است در برخی از شرکتها که صرفاً با انگیزه و هدف مجرمانه راهاندازی شده است، باشد. لذا توصیه پلیس آگاهی به خانمهای جوان این است که پیش از استخدام در این محلها، ابتدا تحقیقات کافی را انجام داده و با تشریک مساعی با نزدیکان خود در این محلها رفت و آمد کنید. زیرا در این پرونده شاهد هستیم به صرف وعدههایی پوچ و فریبنده از 11دختر جوان هتک حرمت شده و اعضای باند تبهکاری با تهیه فیلمهای غیراخلاقی و تهدید عملاً آنها را به بنبست کشاندهاند تا با سوءاستفاده از آنها به اهداف شوم خود دست پیدا کنند. وی اضافه کرد: برخی از خانوادهها پس از اطلاع از نحوه فعالیت دختران خود آنها را طرد کردهاند و حاضر به پذیرش آنها نیستند. درحالی که اگر هنگام استخدام کمی تامل و تحقیق صورت میگرفت، قطعاً امروز شاهد سیاهبختی و مجرمیت این دختران جوان که به اتهام تحصیل اموال مسروقه و ارتباط نامشروع برای آنها قرار قانونی صادر شده است، نبودیم. پس هوشیار باشید.
زني كه نتوانسته بود حكم طلاق خود را دريافت كند در پي پيامك هاي تهديدآميز شوهرش با خوردن سم، به زندگي اش پايان داد.به گزارش خبرنگار ما، اين زن 27 ساله كه منيره نام داشت در 13 سالگي به عقد مردي به نام يعقوب درآمد و از او صاحب دو فرزند دختر شد. او پس از 14 سال زندگي مشترك به خاطر آزارهاي شوهرش تصميم به جدايي گرفت اما پس از دو سال تلاش نتوانست حكم طلاق را دريافت كند و چندي بعد خودكشي كرد.
درخواست طلاق
پرونده منيره دو سال قبل در دادگاه خانواده به جريان افتاد و او طي شكايتي خواستار جدايي از شوهرش شد. وي درباره علت اين درخواست خود گفت؛ يعقوب مردي بداخلاق و عصبي است و به هر بهانه يي مرا به باد كتك مي گيرد. گاه شدت ضرباتش به حدي است كه از حال مي روم. در تمام اين سال ها سكوت كردم اما اكنون ديگر نمي توانم به اين زندگي ادامه دهم.
در پي اظهارات زن جوان، شوهر وي به دادگاه خانواده احضار شد و اعلام كرد به هيچ وجه به جدايي از منيره رضايت نمي دهد. هنگامي كه كشمكش قضايي بين اين زوج بالا گرفت منيره مهريه اش را خواستار شد اما پس از احضار مجدد يعقوب به دادگاه وي نامه يي را به قاضي پرونده ارائه داد كه تاييد مي كرد منيره مهريه دو ميليون توماني اش را بخشيده است.
زن جوان هنگامي كه با اين نامه كه خودش آن را امضا كرده بود، مواجه شد، در حالي كه در بهت فرو رفته بود به قاضي دادگاه گفت؛ من نمي دانم اين نامه چيست. چندي قبل عروسي برادرم بود و من بايد براي تهيه مقدمات جشن به خانه مادرم مي رفتم اما يعقوب به من اجازه خروج از خانه نمي داد. وقتي از وي خواهش و تمنا كردم اجازه بدهد به منزل مادرم بروم و در جشن عروسي برادرم حضور داشته باشم او نامه يي را به من داد و گفت اگر زير آن را امضا كنم وي نيز از لجاجت دست بر مي دارد. من بدون خواندن نامه و فقط براي رسيدن به خواسته ام آن را امضا كردم.
پس از آنكه منيره متوجه شد حق دريافت مهريه را از دست داده است بار ديگر درخواست طلاق داد و اين بار براي رسيدن به خواسته اش گواهي سازمان پزشكي قانوني را ضميمه پرونده كرد. در اين گواهي تاييد شده بود منيره مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. زن جوان در اين خصوص گفت؛ يك بار پس از آنكه شوهرم به شدت مرا كتك زد عليه وي شكايت كردم و يعقوب در دادگاه به پرداخت ديه محكوم شد.
پس از ارائه اين مدرك به دادگاه، قاضي پرونده به اين خاطر كه مدت نسبتاً زيادي از صدور گواهي پزشكي قانوني گذشته و اين تاييديه براي پرونده يي ديگر صادر شده بود آن را دليل كافي براي صدور حكم طلاق ندانست و ضمن دعوت اين زوج به صلح و سازش از منيره خواست چنانچه شوهرش دوباره به ضرب و جرح وي پرداخت، اين بار هم به پزشكي قانوني بروند تا دادگاه با اين مدرك بتواند راي به جدايي زن و شوهر جوان بدهد.
خودكشي
پس از نااميدي منيره از دريافت حكم طلاق، وي حاضر به بازگشت به خانه شوهرش نشد و به منزل مادر خود رفت. پس از آن بود كه يعقوب با ارسال پيامك هايي به تهديد همسرش پرداخت و اعلام كرد اگر منيره حاضر به بازگشت به منزل نباشد او و خانواده اش را مي كشد.
ارسال پيام هاي تهديدآميز همچنان ادامه داشت تا اينكه چند روز قبل منيره با خواهرش تماس گرفت و مدعي شد اقدام به خودكشي كرده است. پس از اين تماس تلفني خواهر منيره به سرعت خود را به منزل مادرش رساند و با مشاهده پيكر نيمه جان زن جوان وي را به بيمارستان رساند اما منيره كه سم دفع آفات گياهي خورده بود جان باخت.
شكايت
پس از مرگ منيره خانواده او عليه يعقوب اعلام شكايت كردند. برادر منيره در اظهاراتش گفت؛ يعقوب هميشه خواهرم را كتك مي زد به همين خاطر نيز او پس از 14 سال تحمل به رغم داشتن دو دختر 5 و 12 ساله تصميم به جدايي گرفت ولي وقتي قاضي دادگاه اين راي را صادر نكرد يعقوب براي بازگرداندن خواهرم شروع به تهديد وي كرد و نه تنها طي پيامك هايي مي گفت منيره و مادرم را مي كشد بلكه شوهرخواهرهايم را به قتل تهديد كرده است و به همين خاطر از وي شكايت داريم.خواهر منيره نيز درباره خودكشي زن جوان گفت؛ روز حادثه منيره به من زنگ زد و گفت سم خورده تا خودكشي كند. آن روز مادرم در منزل نبود و من كه به شدت نگران شده بودم به همراه شوهرم سراسيمه خود را به خانه وي رساندم اما تلاش هايم براي نجات جان منيره بي فايده بود.
بنابر اين گزارش اكنون پرونده اتهامي يعقوب به خاطر تهديد به قتل در جريان است و شاكيان، پيامك هاي ارسال شده از متهم را به دادسرا ارائه داده اند.
