به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.
به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:” 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه.” کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.
درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.”( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)
نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو ميكنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است.”(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)
قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:”روشنفکران و روحانيانی که بنيادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آيا حتی يک تن از آنها در کاری هست؟ اينها که امروز بر کارند در جريان انقلاب چه می کردند؟”(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)
پی نوشت۱: آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت کرد و به صف حکومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاک توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محکوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن کشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد.
رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران گفت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاههاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.
به گزارش رجانيوز به نقل از برنا، به تازگي بخشنامه اي از سوي اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه در پايتخت ابلاغ شده است که بنابر آن تمامي آرايشگران را، از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران منع ميکند.
نصيري، رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران در گفتگو با خبرنگار ما با تائيد ابلاغ اين بخشنامه گفت: به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، نيروي پليس شهر تهران از مجمع صنفي آرايشگاه هاي مردانه تعهدنامه اي گرفته است تا ديگر مدل هاي نامناسب را به مشتري ها عرضه نکند.
گفته نصيري در حالي است که امروز در بسياري از آرايشگاههاي مردانه مدل هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر عرضه مي شوند و مشتري ها نيز معمولا به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل ها استقبال مي کنند!
نصيري در ادامه اظهار داشت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاههاي سطح شهر اين بخشنامه را دريافت کرده اند و شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.
رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران همچنين با اعلام قيمت يک پيرايش ساده براي مردان اظهار کرد: اتحاديه بالاترين قيمت يک پيرايش ساده براي آقايان را 1800 تا دو هزار تومان اعلام کرده است؛ اما اگر پيرايش مردان به همراه شستشو و خشک کردن مو همراه باشد اين ميزان تا سقف 4 هزار تومان نيز افزايش مي يابد اما قطعا نبايد آرايشگران از اين ميزان مبلغ بيشتري را دريافت کنند.
اين در حالي است که حميد آدرسي يکي از آرايشگران مرد در گفت و گو با خبرنگار برنا درباره قيمت پيرايش در تهران ميگويد: قيمت اصلاح آقايان در "نازلترين شکل" دو هزار تومان است اما اين مبلغ تا سقف بينهايت ميتواند پيش برود به طوري که امروز در برخي آرايشگاههاي بالاي شهر آرايشگران از مشتري تا مبلغ 60 و يا 70 هزار تومان نيز دستمزد دريافت ميکنند.
وي درباره بالا بودن هزينه پيرايش در بالاي شهر اضافه ميکند: علت اين مسئله واضح است، آرايشگر مبلغ بيشتري براي تهيه مغازهاش پرداخته است و بايد اين مبلغ را از جايي تامين کند و از طرفي در اين آرايشگاهها معمولا مشتري عکس خود را به آرايشگر ميدهد و سپس با اسکن آن در کامپيوتر ِ آرايشگاه، مدلهاي مختلف روي سرش امتحان ميشود و بعد مشتري بهترين مدلي را مورد دلخواهش است، انتخاب ميکند و از آرايشگر ميخواهد تا موهايش را به همان شکل کوتاه کند؛ آرايشگر تقريبا مبلغي بالغ بر 10 هزار تومان -کمترين قيمت آن- از مشتري براي همين تعيين مدل دريافت ميکند.
وي در ادامه اظهار داشت: قيمتهاي بالا دليل بر ارائه کار بهتر نيست بلکه در بيشتر موارد براي محل آرايشگاه و تامين هزينهاي است که صاحب ملک صرف دکوراسيون آرايشگاه خود کرده است.
|
نشست مطبوعاتي سرپرست وزارت كشور -3 كوپن بنزين فقط تا پايان تيرماه اعتبار دارد خبرگزاري فارس: سيدمهدي هاشمي گفت: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخشهايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت ميكردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت ميكنند. |
![]() | |
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور در ادامه نشست خبري خبري امروز شنبه خود در پاسخ به پرسشي درباره تغييرات ساختاري در وزارت كشور است، گفت: بحث اصلاح ساختاري دستگاههاي اجرايي از اوائل شروع به كار دولت نهم در دستور كار بوده و ما در وزارت كشور نيز در اين خصوص فعاليتهايي داشتهايم كه بخشي از اين تغييرات امروز نهايي شده است.
وي از راه اندازي قريب الوقوع بانك جامع شوراها خبر داد و گفت: راه اندازي اين بانك يكي از فعاليتهايي است كه در راستاي تحقق دولت الكترونيك به بهره برداري خواهد رسيد.
هاشمي همچنين اعلام كرد: بهرهبرداري از بانك اطلس اجتماعي كشور نيز در آينده نزديك و در حضور اصحاب رسانه انجام خواهد شد.
سرپرست وزارت كشور موضوع دولت الكترونيك را يكي از راههاي كاهش سفر و نيز ارائه خدمت به همه اقشار جامعه دانست و گفت: اين موضوع بايد توسط همه دستگاهها پيگيري شود و وزارت كشور نيز چون داراي پتانسيل بيشتري است بايد اين بحث را جديتر پيگيري كرده و نقش هماهنگ كننده داشته باشد.
وي از اجرايي شدن 32 فعاليت بزرگ در دستگاههاي اجرايي كشور به صورت رايانهاي خبر داد و گفت: اين رايانهاي شدن فعاليتها، نقش مهمي در ارائه خدمت رساني بهتر به اقشار مختلف جامعه خواهد داشت.
سرپرست وزارت كشور همچنين گفت: علاوه بر اجرايي شدن كارت ملي كه تا تاريخ اول تيرماه به صورت كامل به بهره برداري خواهد رسيد، موضوع كارت هوشمند را كه از سال قبل شروع شد در دستور كار قرار داديم و اميدواريم تا پايان سال، بحث صدور كارت هوشمند براي همه افراد جامعه را شروع كنيم.
سيد مهدي هاشمي همچنين اظهار داشت: قرار است سهميه سوخت سه ماه دوم سال 87، تا اواخر هفته اعلام شود.
وي افزود: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخشهايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت ميكردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت ميكنند.
سرپرست وزارت كشور اضافه كرد: كساني كه كوپنهاي سوخت در اختيار دارند تا پايان تيرماه ميتوانند از اين كوپنها استفاده كنند.
هاشمي در ادامه نشست خبري خود با بيان اينكه در موضوعات امنيتي نيز در چند سال گذشته و خصوصا سال قبل رشد قابل توجهي را داشتهايم، گفت: معتقديم استفاده از تجهيزات الكترونيك نيز در افزايش امنيت در مرزها نقش بسزايي خواهد داشت
در پی انتشار مطلبی در سایت "آی طنز" که به طور تخصصی در حوزه طنز مکتوب فعالیت می کند ، کیهان ، طنز این سایت را جدی گرفت و به نقل از "منابع موثق" خبر داد که اوباما ایرانی است .
سرویس خارجی کیهان نوشت:
منابع موثق خبري مي گويند، هيچ مي دانيد كه سناتور «باراك اوباما»ي آمريكايي كه شايد «بختش بزند» و رئيس جمهور هم شود، ايراني الاصل «از آب» درآمده است.
در واقع، آن طور كه «ايتارتاس» گزارش مي كند، گزارش «آسوشيتدنيوز» به ما مي گويد كه شخصي به اسم دكتر «اندي واسهول» از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه معتبر «ام.آي.تي» آمريكا، اعلام كرده كه طبق تحقيقاتش، «باراك حسين اوباما» اصلا اهل جنوب ايران و شيعه است!
به عبارت ديگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ي «بوشهر» است كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل سر از آمريكا درآورده است!
به اين ترتيب كه، جد بزرگش در واقع «ميرحسن خان اوبامايي» كه از ميرآب هاي معروف «بوشهر» بوده (و به همين خاطر هم اسمش «اوباما» يا «آب با ما» بوده)، بعد از يك نزاع خونين با سقاباشي «ناصرالدين شاه قاجار» از اين شهر فرار كرده و به مرز عثماني مي رود و بعدش، در «حلبچه» به عنوان تاجر زردچوبه و سپس به عنوان تاجر زعفران فعاليت كرده و رفته «حلب» (در سوريه فعلي)! ظاهرا، «ميرحسن خان» همانجا هم فوت مي كند و پسرش، «علي اصغر اوباما» به خاطر ضديت اهالي عثماني با شيعيان ايراني، راه «طرابلس» را پيش مي گيرد و آنجا به تجارت تنباكو مشغول مي شود! اما، بعد از اينكه قليان چاق كردن در آنجا ممنوع مي شود، اين خانواده هم «تكه پاره» شده و هر «تكه اش» به جايي مهاجرت كرده است!
مي گويند، حالا اين وسط پدربزرگ «حسين» كمي قبل از جنگ جهاني دوم مي آيد و به همراه خانواده اش به جنوب غربي آفريقا مهاجرت و براي امرار معاش هم از پشم شتر پارچه درست مي كند طوري كه، بعد از جنگ «برك» (همان «باراك» )ايراني كلي محبوبيت پيدا مي كند و شهرتش به آمريكا و به گوش معاون شهردار «واشنگتن» مي رسد، كه او را به «لس آنجلس» دعوت مي كند!
خلاصه، اين جوري مي شود كه جناب پدربزرگ در تگزاس مستقر مي شود و به توليد و تجارت «برك» مي پردازد، اما چون واردات شتر و پشمش به آمريكا ممنوع مي شود، او هم ورشكسته مي شود!
گزارش ها باز هم مي گويند، پدر «باراك» كه اسمش «حسين اوباما» بوده، بعد از مدرسه و دانشگاه تابعيت ايراني- آمريكايي مي گيرد و بعدش هم با يك دختر مسيحي ازدواج مي كند و به اصرار همسر و خانواده همسرش دينش مي شود «اسلامي- مسيحي»! و چون نمي تواند اسم ايراني روي پسرش بگذارد، پس اسمش را مي گذارد «باراك» (همان «برك») و اسم خودش را در اسم بچه مي گنجاند (باراك حسين اوباما).
حالا، مي گويند افشاي اين موضوع مي تواند كلي دردسر براي آينده سياسي جناب «اوباما»ي آمريكايي درست كند!
بهرحال، تا حالا كه خود «اوباما» كه خودش را كشته تا حمايت صهيونيست ها را جلب كند، در اين مورد اظهارنظري نكرده است.
یادآور می شود این خبر پیشتر در عصرایران و به نقل از آی طنز ، به عنوان "خبر طنز" منتشر شده بود .
به تازگي بخشنامهاي از سوي اتحاديه صنف پيرايشگاههاي مردانه در پايتخت(كه مدتي است به آرايشگاه مردانه-پسرانه تغيير ماهيتداده اند) ابلاغ شده که بر اساس آن تمامي آرايشگران موظفند از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران خودداري كنند.
به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، پليس شهر تهران از مجمع صنفي پيرايشگاههاي مردانه تعهدنامهاي گرفته تا از اين پس ديگر مدلهاي نامناسب را به مشتريها عرضه نکند.
اين در حالي است که در بسياري از پيرايشگاههاي مردانه مدلهاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر به راحتي عرضه ميشود و مشتريها نيز معمولاً به خواست خودشان و با رضايت از اين مدلها استقبال ميکنند!
بنابراين پسرهاي فشن بايد به قانون احترام بگذارند و بدانند كه «پسراي خوب هيچ وقت ابرو بر نمي دارن؛ زشته، خوبيت نداره!».
اين دوستان فشن همچنين بايد توجه داشته باشند كه قانون، قانون است و با هيچ كس شوخي ندارد. البته پسران فشن تهراني ميتوانند اميدوار باشند كه قانون منع آرايش و ابروبرداري پسران هم مثل قانون ممنوعيت قليان لغو شود.
متهم 10 دي ماه سال گذشته بار ديگر پاي ميز محاکمه رفت و قضات دادگاه دوباره وي را به مرگ محکوم کردند اما باز هم ديوان عالي کشور اين راي را مطابق با موازين قانوني ندانست. به اين ترتيب پرونده از موارد اصراري- کيفري شناخته و به هيات عمومي ديوان عالي کشور ارجاع شد و 45 قاضي عالي رتبه مسوول بررسي مجدد موضوع شدند. به گزارش ايسکانيوز در جلسه يي که در اين خصوص تشکيل شد ابراهيم ابراهيمي- معاون قضايي ديوان عالي کشور- با اشاره به جزئيات پرونده گفت؛ شواهد نشان مي دهد عباس به زور، دختر فريب خورده را به يک ويلا در خارج شهر برده و با تلفن همراهش از وي فيلمبرداري کرده است.وي ادامه داد؛ عباس در موارد متعددي سعيده را آزار داده و تهديد کرده است. همچنين اظهارات دوست سعيده مبني بر اينکه شاکي با اکراه و اجبار، همراه عباس مي رفته و به خاطر آبرويش شکايت نمي کرده و حتي يک بار رگ دستش را بريده و به بيمارستان مراجعه نکرده است؛ زواياي پنهان پرونده را روشن و علم را براي قضاوت حاصل مي کند.در ادامه اين نشست ، دادستان کل کشور نيز گفت، در پرونده شواهدي موجود است که تجاوز به عنف را به اثبات مي رساند. همچنين محتويات فيلم ثابت مي کند عباس به عنف و با زور، سعيده را آزار داده است.در پايان اين نشست 25 قاضي از 45 قاضي رسيدگي کننده، حکم دادگاه کيفري را تاييد کردند و عباس را مستحق اعدام دانستند.
خبر این گزارش تصویری آنست که دولت احمدی نژاد و نیروی انتظامی همآهنگ با دولت برای معضل کودکان خیابانی هم راه حل ضربه ای پیدا کرد. آنها را از خیابان ها جمع می کنند. دهها هزار کودک خیابان را چه خواهند کرد معلوم نیست. فعلا با این طرح و با ترساندن بچه ها و دست های پشت صحنه ای که آنها را در شبکه های مختلف دستفروشی و پخش مواد مخدر و ... اداره می کنند، خیابان های پایتخت را می خواهند برای مدت کوتاهی از این کودکان پاک کنند. این طرح به اجرا گذاشته شده ، درحالیکه صورت مسئله همچنان برجای خود باقی است. یعنی فقر خانواده ها، آواره شدن روستائیان و جمع شده میلیون ها تن از آنان پشت دروازه شهرهای بزرگ، کودکانی که حاصل صیغه اند و شناسنامه ای ندارند.
به این پسر نگاه کنید . کودکی که از شدت گریه و ترس رگ های گردنش بالا آمده و در دلهره فردای خود به ماتمی نشسته است . چندین بار در شهری که زندگی میکنم با این کودکان شب را به صبح رسانده ام با آنها شام های زیبایی خوردم و به آنها فکر میکردم . وقتی دوست آنها باشی همان نان سیب زمینی را که غذای شاهانه آنها محسوب میشود با تو قسمت میکنند . تابستان سال پیش بود با یکی از آنها برخورد کردم در مسیر رفت و آمد همیشه او را با یک دست مال و یک شیشه پاک کن میدیدم که به زور و التماس شیشه های ماشین ها را تمیز میکرد .کفشی نداشت پا برهنه بود ، رفتیم و با هم کفشی ارزان خریدیم فردای آن روز سر همان چهاراه برای من یک بستنی هدیه داد . بستنی را در مغازه نزدیک به چهاراه سپرده بود تا من بیاییم . زمانی که مرا دید به سرعت برق و باد به سمت مغازه دوید تا هرچه سریعتر آن را به من بدهد . منظور من از این نوشته این است که آنها سرشار از مهر و محبت هستند تنها جایی برای ابراز آن نیاز دارند . اگر به آنها رسیدگی نشود و خانواده ای برای آنها به وجود نیاوریم آنها میتوانن مجریمین فردا های ایران باشند
| --------------------------------- |

حسادت عده ای ناشناس به مردی که با یک هنرپیشه بسیار معروف ازدواج کرده بود ، باعث جدایی این دو از یکدیگر شد . این افراد، پس از اطلاع از ازدواج این دو ، بارها وبارها ، مرد را مورد حمله قرار دادند و خودروی او را تخریب کردند و او را تهدید به مرگ کردند و سرانجام ، این زوج ، نجات از این جهنم را در جدایی دیدند.1- خبر خیلی ساده است: همسر یک هنرپیشه ی ِ مشهور ِ زن از او جدا شده است.
2- مطبوعات ِ زرد به ازدواج ِ این دو خیلی پرداخته و انواع و اقسام شایعات و حاشیه ها را درباره شان نوشته بودند؛ اما از جدایی آنها تقریبا ً بی سروصدا رد شدند.
3- چند ماهی از این ماجرا می گذرد و اخباری موثق درباره اش به دستم می رسد. یکی دو هفته ای آن را بالا و پایین و این دست و آن دست می کنم. خود ِ مسئله جذابیت ِ داستانی ِ خاصی دارد اما ورود به حریم ِ خصوصی ِ دیگران مانع می شوند تا آنها را در اختیار ِ دیگران قرار دهم.
4- برای دوستی تعریف می کنم که چه شده است وچرا. بحث می کنیم . یک نکته پر رنگ می شود : "چرایی" جدایی آن دو. تصمیم می گیریم از این زاویه به مسئله نگاه کنیم.
5- باز هم چند روزی می گذرد. به چند شکل ِ مختلف می نویسم اش اما خود به خود خیلی به تیترهای مزخرف ِ مطبوعات ِ کذایی نزدیک می شوند.
ماجرا را اگر شکلی منطقی ندهم و از زاویه ی دید خودم بیان نکنم ، نوشته یا لحنی سوزناک پیدا می کند و یا تزدیک به تحلیل های نصیحت مآبانه می شود. تصمیم می گیرم :
الف) به جای استفاده از سوم شخص مفرد رایج در روزنامه نگاری ، صیغه ی اول شخص مفرد را به کار ببرم تا تأکید کنم که هر چه می خواند نظر ِ فردی ِ من است .
ب ) جملات به همین شکل ِ بند بند نوشته شوند تا باز هم تداعی کننده ی ِ خبرهای ِ رایج نبا شد و در عین حال شکلی منطقی به آن بدهم.
6- خبر خیلی کوتاه و ساده است و این مقدمه ی بلند شاید برایش زیاد باشد ولی فکر می کنم لازم است.
7- سه اتفاق از میان ِ همه ی دلایل دیگر جدایی که همسر ِ خانم بازیگر بیان کرده است مشخص تر از وقایع ِ دیگر است :
الف) شبی عده ای به خودروی ِ او حمله و تخریب اش می کنند.
ب ) در یک مکان ِ عمومی که زن و شوهر با هم ظاهر شده بودند ، مردم دور ِ آنها جمع می شوند و ناگهان شروع به کتک زدن ِ مرد می کنند.
ج ) در ماجرایی مشابه مرد چاقو می خورد.
8- حمله کنندگان گروه های سازمان یافته نبوده اند و نمی توان رد ِ پای ِ عاشق ِ دل
خسته و خشنی را پیدا کرد.
9- در واقع مردمی معمولی بوده اند که نمی توانستند ببینند فردی خاص ، همسر زنی شده
است که آنها او را به عنوان ِ ستاره ی ِ بی نقص و ازلی ابدی ِ رویاهایشان برگزیده اند.
10- « حسادت » تنها کلمه ای ست که می تواند وضعیت ِ عاطفی ِ ضاربان را توصیف کند.
11- از نظر ِ من خیلی هولناک است و تفکر برانگیز.
12- به نقش شایعه پردازی ها و اخبار ِ زرد هم کمی بیاندیشیم.
13- جامعه شناسان ، از کنار این پرونده با بی اعتنایی رد نشوند ؛ آنچه رخ داده است ، گذشته از ابعاد فردی و خصوصی اش، بیش از هر چیز به عنوان یک زنگ خطر و آسیب اجتماعی باید مورد مداقه قرار گیرد .
به راستی جامعه ما به کدام سو روانه است؟!
به گزارش فارس، رضا مددي در حاشيه مراسم توديع و معارفه مدير عامل جديد باشگاه ساپيا گفت: از مهرداد هاشمي به عنوان مدير عامل سابق كه زحمات زيادي براي باشگاه كشيد، تشكر كرده و براي حميد سجادي كه خود از قهرمانان و ورزشكاران ايران است، در باشگاه سايپا آرزوي موفقيت ميكنم، هر چند جزيره كيش از يك مدير با كيفيت محروم شد.
وي افزود: وظيفه داريم به باشگاههاي ورزشي کمک كنيم تا باعث ارتقاي روز افزون ورزش شويم. بايد در ورزش ايران تحول ايجاد كرد، زيرا حلقه مفقود شده ما ورزش است. خيلي از مردم ما اهميتي به ورزش نميدهند در حالي كه در كشوري فقير مانند سنگال زنان و مردن با وجود فقر، صبحها ورزش ميكنند.
مددي تاكيد كرد: آمادگي جسماني دختران 16 تا 18 سال ايران برابر زنان 40 ساله فرانسوي است. سلامت جسمي عامل سلامت اخلاقي جامعه است و براي جا انداختن ورزش در ايران، نياز به همت عالي داريم تا جامعهاي با نشاط داشته باشيم.
مراسم توديع و معارفه مديرعامل باشگاه سايپا امروز با حضور جمعي از مديران و ورزشكاران باشگاه سايپا انجام شد.
بحرین کوچکترین کشور در مرکز خلیج فارس است که در حدود 720 هزار نفر جمعیت دارد که از این تعداد 235 هزار نفر شهروند این کشور نیستند.حداکثر سرعت اینترنت در کشور بسیار کوچکی مثل بحرین در حدود 2 مگابیت بر ثانیه است درحالی که حداکثر سرعت اینترنت در ایران تنها 512 کیلوبیت برثانیه است.
به نوشته نوسازی ، بحرین کوچکترین کشور در مرکز خلیج فارس است که در حدود 720 هزار نفر جمعیت دارد که از این تعداد 235 هزار نفر شهروند این کشور نیستند.
بحرین از سال 1995 خدمات اتصال به اینترنت را به شهروندان خود عرضه کرد به طوری که تا سال 2003 در حدود 195 هزار و 700 کاربر اینترنت برابر با 28 درصد از جمعیت در این کشور به ثبت رسیده است.
ارائه دهندگان اینترنت (ISP) در بحرین در حال حاضر دو نوع اتصال با پهنای باند کابلی و بی سیم را به کاربران خود عرضه می کنند.
سرعت بارگذاری با تعرفه های ارزان که این ارائه دهندگان اینترنت عرضه می کنند بین 256 تا 512 کیلوبیت برثانیه است و حداکثر سرعتی که از سوی اپراتورها با تعرفه بالاعرضه می شود بین یک تا 2 مگابیت برثانیه است. این درحالی است که در ایران با جمعیتی بیش از 70 میلیون نفر و 18 میلیون کاربر حداکثر سرعت اینترنت با پهنای باند ADSL تنها 512 کیلوبیت برثانیه است.
همچنین در این کشور اتصال با پهنای باند بی سیم "وای- مکس" به کاربران عرضه می شود که از سوی اپراتورهای مهم "باتلکو"،"ترا" (TRA) و Zainعرضه می شود. در پایان سال 2006 اپراتور "ترا" اعلام کرد که تا پایان این سال 39 هزار اشتراک پهنای باند بی سیم شبکه "وای- مکس" را به ثبت رسانده است. به طوری که به دلیل تعرفه های بالا در اشتراک اتصال بی سیم، ضریب نفوذ این شبکه کمتر از 5 درصد در این کشور بوده است. این درحالی است که این شرکت قصد دارد با کاهش تعرفه ها ضریب نفوذ اینترنت بی سیم را تا پایان سال 2009 به بیش از 25 درصد برساند.
مدير كل ثبت احوال استان تهران گفت: تنها يك درصد از ازدواجهاي موقت ثبت ميشوند.
احمد قشمي در گفتوگو با فارس در رابطه با ثبت ازدواج موقت، گفت:خيلي از ازدواجهاي موقت ثبت نميشود، و فقط يك درصد از آنها ثبت ميشود.
وي در ادامه گفت: ازدواجهاي موقت اگر به صورت قانوني در دفترخانههاي ازدواج ثبت شود، اعلاميههاي آنها هر ۱۵روز يكبار به ثبت احوال ارسال ميشود و بعد از آن، در ثبت احوال نيز به ثبت ميرسد.
مدير كل ثبت احوال استان تهران افزود: ثبت ازدواج موقت بستگي به زوجين دارد. اگر در اين رابطه توافق داشته باشند براي ثبت مراجعه ميكنند و فرم لازم براي ثبت را دريافت ميكنند.
وي در رابطه با فرزنداني كه ثمره ازدواج موقت هستند، گفت: كساني كه سند رسمي ازدواج را ندارند، تنها با اقرار پدر و مادر ميتوانند براي تنظيم سند تولد فرزند خود و گرفتن شناسنامه مراجعه كنند. نميشود بچه بدون شناسنامه بماند.
قشمي تصريح كرد: اگر پدر و مادر اعلام كنند كه زن و شوهر هستند، به استناد اقرارنامه ميتوانند براي فرزند خود شناسنامه دريافت كنند.
وي در پاسخ به اينكه آمار دقيقي دراين رابطه وجود دارد يا خير؟ گفت: در تهران آمار خيلي كمي وجود دارد ولي در شهرستانها و يا روستاها مقداري متفاوت است.
|
دستگیری مردان زن نما در دبی پایگاه خبری تقریب- سرویس اجتماعی: پلیس دبی به تازگی شماری از مردان را که لباس بانوان به تن می کرده و در انظار عمومی ظاهر می شده اند دستگیر کرده و این اقدام را حرکتی در جهت حفظ ارزش های اجتماعی در منطقه سیاحتی و تجاری خلیج فارس برشمرده است. |
به گزارش پایگاه خبری تقریب ،" ضاحی خلفان" فرمانده کل پلیس امارات روز دوشنبه (6 خرداد) در این رابطه به روزنامه خلیج تایمز گفت : توجه ما نسبت به مردانی که لباس زنانه پوشیده و در بازارها و خیابان ها قدم می زنند این روزها دوبرابر شده است.
فرمانده پلیس امارات همچنین تاکید کرد : به طور عملی شماری از مردانی که لباس های مخصوص خانم ها را پوشیده و با آرایش زنانه در اماکن عمومی و مجتمع های مسکونی ظاهر شده بودند تاکنون دستگیر شده اند."
خلفان همچنین اعلام کرد که پرونده مجرمان به دادستانی کل ارسال گردیده و این مسئله در قالب یک طرح ضربتی به مدت یک هفته به اجرا در آمده است.
ضاحی خلفان همچنین از وزارت کشور خواسته است تا با انجام پژوهشی، دلایل و ابعاد این پدیده را روشن کند.
به گزارش شبکه خبری الجزیره ، فرمانده پلیس امارات اعتقاد دارد که وجود مهاجران از ملیت های مختلف، فرهنگ های گوناگونی را به دبی آورده و این تنوع فرهنگی، زندگی ساکنان بومی امارات متحده عربی را تحت الشعاع قرار داده است.


در حال گوش دادن به سخنرانی سیدحسن نصر الله

توی روزنامه اعتماد ملی خوندم که یک بسیجی وقتی دوتا پسر رو با دوتا دختر توی ماشین میبینه جلو میره تا امر به معروف کنه و جوان راننده چون ترسیده بوده پاش رو روی گاز میذاره تا فرار کنه غافل از اینکه این بسیجی به این راحتی ها ول کن نیست ! جوان بسیجی که میبینه ماشین حرکت کرد به سبک این فیلم های اکشن پلیسی میپره و به پنجره ماشین اویزون میشه و فرمون رو میپیچونه …. فرمون پیچیدن همان و کنترل ماشین از دست راننده در رفتن همان … ! ماشین میره و میره تا شرق میخوره به دیوار که البته جوان بسیجی هم بین دیوار و ماشین میمونه و کشته میشه !
امروز دیدم دوست این جوان بسیجی توی وبلاگش نوشته که امروز دوستم شهید شد ! جل الخالق ! این اقا خودش فردین بازی در اورده و پریده فرمون رو گرفته و ماشین منحرف شده و دودش توی چشم خودش رفته حالا بهش میگین شهید ! کی گفته امر به معروف کردن یعنی اویزون شدن به ماشین مردم … یعنی فرمون رو گرفتن … یعنی ایجاد رعب و وحشت کردن …یعنی فردین بازی در اوردن ! نکنه معنای شهید و شهادت عوض شده ما خبر نداشتیم ! حالا باز اگه این اقا رفته بود تذکر بده و اونا مثلا چاقو بهش میزدن و کشته میشد باز این لفظ شهید قابل هضم تر بود !
بسیج مردمی با همین حرکت های خام و نپخته خراب شد …. کاش به بسیجی ها یاد بدن که دیگه اول انقلاب نیست تا با چماق و زنجیر بیان توی خیابون … کاش یاد بدن که کشور یه نیمچه قانونی داره … یاد بدن که به ماشین مردم اویزون نشن …. یاد بدن که فرمون رو نپیچونن … یاد بدن که فردین بازی در نیارن ! یاد بدن که این کار ها عاقبت خوشی نداره و ممکنه ناکام از دنیا برن …………….. با همه اینها باز خدایش بیامرزد !
كه او بر بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان حكمراني ميكند
در هفته اي كه گذشت همايشي در ايالات متحده برگزار شده بود و در آن به مسائل مربوط به ايران پرداخته شد و كارشناسان مختلفي نيز در آن جلسه شركت داشتند كه يكي از آنها آقاي پاتريك كلاوسون رئيس موسسه تحقيقات سياست هاي خاور نزديك واشنگتن بود وي در سخنان خود در رابطه با ايران و شخص آقاي احمدي نژاد گفت : آقاي احمدي نژاد مشكلات اساسي دارد و در توهم زندگي مي كند او واقعا فكر ميكند كه بر بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان حكمراني ميكند و همه مسلمانان تحت فرمان او هستند او حتي نميگويد كه ايران به ابرقدرتي بزرگ تبديل خواهد شد بلكه ميگويد ايران ابرقدرت ترين كشور جهان است آقاي احمدي نژاد هنوز درك درستي از معني واقعي ابرقدرت را ندارد او حتي نميداند كه با چه قدرتي (آمريكا) مي خواهد دست و پنجه نرم كند براستي او از قدرت نظامي ايالات متحده كمترين اطلاعي ندارد او حتي مردم كشور خود را نيز بدرستي نشناخته است چه رسد به مردم ديگر كشور ها . رجزخواني هاي او اصلا جاي تعجب ندارد چرا كه ديگر همه او را شناخته اند و ميدانند كه او چگونه صحبت ميكند اما گويا خود او هنوز خود را نشناخته است از طرفي او دولت خويش را ابرقدرت ترين ميداند و از طرفي يك پيرزن هفتاد ساله (هاله اسفندياري) را به زندان مي اندازد و ميگويد وي ميخواسته عليه امنيت كشورش اقدام نمايد از طرفي مي گويد كشور وي شكست ناپذير است و از طرفي ديگر بنياد سوروس را به اقدام عليه كشور متهم ميكند در حالي دم از ابرقدرت بودن ميزند كه روزنامه ها را بسته و روزنامه نگاران را به زندان مي افكند حتي وبلاگها نويسها و سايتهاي اينترنتي نيز از دست وي مصون نبوده اند. آقاي كلاوسون دولت احمدي نژاد را يك خطر براي مردم دنيا دانست.
اين بسيجي با نام «محمود توفيقيان» صبح امروز هنگام مراجعت به محل كار خود در فرديس با مشاهده خودرويي كه خانم و آقايي برآن سوار بودهاند، به آنها تذكر ميدهد كه به دلايلي كه بايستي مورد بررسي قرار گيرد؛ كار به درگيري كشيده ميشود.
در همين رابطه، «واحد كولواري» فرمانده پايگاه بسيج شهيد دستواره در فرديس كرج به خبرگزاري فارس گفت: راننده اين خودرو توجهي به تذكرات وي نكرده و با حركت خودرو و دنده عقب گرفتن توفيقيان را محكم به ديوار كوبيده و وي را به شدت مجروح ميكند.
اين مسئول گفت: در اين راستا مأموران نيروي انتظامي و مردم به صحنه آمده و متهم را دستگير و فرد مجروح را به بيمارستان تأمين اجتماعي واقع در فرديس ميرسانند.
كولواري تصريح كرد: متأسفانه توفيقيان قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
محمود توفيقيان بيست و دو ساله بوده و سالها در بسيج فعاليت داشته است.
-بازپرس ويژه قتل- در جريان قرار گرفت و به كارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي ماموريت داد عاملان اين اسيدپاشي مرگبار را شناسايي و بازداشت كنند. پليس در بدو تحقيقات خود با پي بردن به هويت مقتول 30 ساله به نام سارا به بازجويي از خانواده او پرداخت و مشخص شد اين زن چند سال قبل از شوهرش طلاق گرفته است. روشن شدن اين موضوع شوهر سابق سارا را در مظان اتهام قرار داد اما همان بررسي هاي مقدماتي نشان داد اين مرد در مرگ زن سابقش هيچ نقشي نداشته است.از آنجا كه اكثر موارد اسيدپاشي به خاطر كينه جويي هاي ناشي از شكست عاطفي به وقوع مي پيوندد كارآگاهان تصميم گرفتند به كنكاش در زندگي خصوصي سارا بپردازند. آنان متوجه شدند مقتول مدت ها قبل با مرد جواني به نام عليرضا رابطه دوستانه داشته، اما اين روابط اخيراً تيره شده بود.در حالي كه نام عليرضا در پرونده مرگ زن 30 ساله ثبت شده بود كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات به بازجويي از شاهدان عيني پرداختند. از آنجا كه دو موتورسوار كلاه كاسكت بر سر داشتند هيچ يك از ناظران واقعه چهره متهمان را نديده بودند. اما يكي از آنها توانسته بود شماره پلاك موتورسيكلت مهاجمان را به خاطر بسپارد. با رديابي اين موتورسيكلت هويت مالك آن به نام مسعود فاش شد. زماني كه ماموران به منزل اين مرد رفتند تا از وي تحقيق كنند متوجه شدند او از روز اسيدپاشي خانه اش را ترك كرده است. دنبال كردن ردپاي مسعود پليس را به يكي از شهرهاي مرزي كشور كشاند و كارآگاهان توانستند در عملياتي غافلگيركننده اين متهم را كه قصد داشت به كشور ارمنستان بگريزد بازداشت كنند. مسعود پس از انتقال به پليس آگاهي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ عامل اصلي اسيدپاشي، دوست صميمي ام عليرضا است.وي توضيح داد؛ عليرضا به سارا علاقه داشت اما اخيراً به وي مشكوك شده بود براي اينكه اين زن را بترساند و از او انتقام بگيرد تصميم گرفت روي او اسيد بپاشد. وقتي از من كمك خواست قبول كردم روز حادثه همراهش بروم.پس از اظهارات اين متهم در حالي كه كارآگاهان قصد داشتند براي دستگيري عليرضا وارد عمل شوند اين مرد به پليس آگاهي مراجعه و خودش را تسليم كرد. وي ديروز در شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و با بيان اينكه قصد كشتن سارا را نداشته، گفت؛ من و سارا 4 سال پيش با هم آشنا شديم و من به شدت به وي علاقه پيدا كردم. در اين مدت هر كاري كه مي خواست برايش انجام مي دادم و هدفم اين بود كه با وي ازدواج كنم. سارا به من گفته بود چون شوهر اولش اخلاق خوبي نداشت طلاق گرفته است. من هم حرفش را باور كردم و با اين تصور كه سارا همان زن رويايي ام است به رابطه ام با او ادامه دادم تا اينكه كم كم رفتارهايي از وي ديدم كه شكم را برانگيخت. هر چند سارا مرا به بدبيني متهم مي كرد اما اين تصور كه وي با افراد ديگري در رفت و آمد است مرا به شدت آزار مي داد تا اينكه تصميم گرفتم او را بترسانم. از خيابان ناصرخسرو اسيد تهيه كردم و شب حادثه به همراه مسعود به مقابل خانه يكي از دوستان سارا رفتم و در حالي كه مي دانستم زن مورد علاقه ام آنجا است حدود يك ساعت به انتظار ماندم تا وي از منزل بيرون بيايد سپس به طرفش رفتم و روي كمر و پايش اسيد ريختم.متهم به قتل افزود؛ من نمي خواستم صدمه جدي به سارا بزنم و فقط هدفم اين بود كه وي را بترسانم حتي مي خواستم يك هفته بعد به سارا تلفن بزنم و به وي بگويم سزاي كسي كه رفتار نادرست داشته باشد همين است. من حتي از مرگ سارا نيز بي اطلاع بودم تا اينكه يكي از دوستان مشترك مان اين خبر را به من داد و پس از آن تصميم گرفتم خود را معرفي كنم.
بنابر اين گزارش عليرضا و همدستش اكنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل نهم) حفظ تمامیت اراضی کشور وظیفه دولت و آحاد ملت است . نه دولت به تنهایی . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است .مردم اگرچه از حکومت ناراضی هستند اما در مقابل دشمن خارجی ترجیح می دهند ابتدا در مقابل دشمن بایستند.
پنجشنبه 22 فروردین و 10 اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات اعتراض خود را به گوش اماراتی ها رساندند . در تجمع نخست بهرام آبتین بازداشت شد و در تجمع دوم عده بیشتری بازداشت شدند و با دخالت نیروی انتظامی این تجمع به خشونت کشیده شد.
دیروز (جمعه سوم خرداد) برابر با سالروز آزادسازی خرمشهر هم تجمعی مقابل سفارت امارات صورت گرفت . افراد بیشتری نسبت به دفعات گذشته آمده بودند . نیروهای انتظامی بیشتری هم آمده بودند . نه برای اعتراض به امارات برای سرکوب معترضان.
خیلی دردناک است . چرا باید حکومت بترسد که مردم به دشمن خارجی اعتراض کنند؟
پلیس به طرز وحشیانه ای به جان مردم افتاده بود . ضربات باتوم یکی پس از دیگری بر سر و بدن معترضین فرود می آمد و تعداد زیادی بازداشت شدند. تجمع از ساعت پنج تا ساعات آغازین شب ادامه داشت و هر چه بیشتر پلیس مردم را پراکنده می کرد عده بیشتری به محل تجمع می آمدند . مرد میانسالی که ضربه باتوم سربازی به پشتش خورده بود به شدت عصبانی بود و فیاد می کشید بر سرفرمانده که «وقتی من درجبهه می جنگیدم این جوجه سرباز شما کجابود؟»
ماشین ها با مشاهده دستگیری مردم با صدای بوق به اعتراض می پرداختند ولی پلاک ماشین ها به وسیله نیروهای اطلاعاتی کنده می شد و ضبط می شد. نیروهای اطلاعاتی مشغول فیلم برداری و تهیه عکس از تجمع کنندگان بودند و با فحاشی به تهدید آنها می پرداختند .
خیابان ولیعصر از میدان ونک تا چهاراه پاک وی در محاصره مامورین بود.
جهنمی ساخته بود نیروی انتظامی با نیروهای ضد شورش و آدم به فکر فرو می رود که این تجمع اگر سیاسی بود پلیس با مردم چه کار می کرد؟ نیروی انتظامی دیروز از چه چیز دفاع می کرد ؟ از تمامیت ارضی ایران یا امارات؟ این نیروی انتظامی ایران بود یا لشکر زرهی امارات؟
پی نوشت مهم :
خبرگزاری ها این تجمع را سانسور کرده اند و از آنجایی که من خبرنگار خوبی نیستم و نخواهم شد و ذوق عکاسی هم ندارم بقیه اتفاقات را از عکس های مژگان جمشیدی ببیند:


شايد خيلي از شما با اين شعار هاي ستاد بازسازي عتبات عاليات برخورد كرده باشيد، ديشب كه رفتم خونه ديدم روي ميز آبجي كوچيكه يه برگه هست كه من رو ياد بليط هاي بخت آزمايي مي انداخت! فكر مي كنين چي بود ؟!
به هر دانش آموز يه كارت داده بودند با يه شماره سريال! فكر مي كنين براي چي ؟!
براي جمع كردن پول هاي دانش آموزان و ساختن يك بيمارستان پنجاه تخت خوابي به اسم امام سجاد در كربلا! و جالب اين بود كه قرار بود از بين دانش آموز ها قرعه كشي كنند و 32 نفر رو ببرند براي افتتاحيه!
ستاد بازسازي عتبات عاليات طبق اين خبر از زمان تاسيس در سال 1382 تاكنون نزديك به 300 پروژه از حدود 500 ميليارد ريال كمكهاي مردمي در سه بخش بازسازي، خدماتي و فرهنگي انجام داده !
موقع عيد رفته بودم كردستان استاني كه جنگ زده بود، فكر مي كنين چطور بود ؟ امكانات شهري در حد روستا، ساده و … يا چرا راه دور بريم، همين شهر رشت كه خودم توش زندگي مي كنم مطمئنم اگه چند تا درخت نبودن الان…. يا استاني مثل سيستان بلوچستان كه مطمئنم نحروم ترين استان ايرانه و بايد براي اين استان ستاد بازسازي تشكيل داد! يا خرمشهر كه اون هايي كه رفتند مي گن هنوز هم بعد از گذشت اين همه سال آثار جنگ توش كاملا مشخصه…
مسئولين ما سنگ كودكان عراقي رو به سينه مي زنن در حالي كه توي همين كشور فقط كافيه برن سر يه چهارراه بمونن تا ببين كه فقر يعني چي !




تصاوير بالا گوياي همه چيز هست، شايد خودتون بارها به صورت زنده كودكان ايران رو ديده باشيد… هميشه همه در اين جور مواقع مي گن چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است! به نظر من بهتره كه چراغ ها رو بشكينم تا از خونه به مسجد نبرند! نمي دونم ديگه چي بگم! مطمئنم خيلي ها هم هستند با اينكه به نون شبشون معطلن كرور كرور پول مي دن براي بازسازي عراق و همون ها يادشون ميره كه همين عراق و اون صدام لعنتي بودند كه با شروع اون جنگ احمقانه باعث شدند به خاطر هشت سال جنگ ما هشتادسال از دنيا عقب بيفتيم…
فكر كنم زياد ياوه گويي كردم… نمي دونم چرا اين شعر اومد توي ذهنم :
داني كـه چنگ و عود چه تقرير ميكنـند
پـنـهان خوريد باده كـه تعزير ميكنـند
ناموس عـشـق و رونق عـشاق ميبرند
عيب جوان و سرزنـش پير ميكـنـند
جز قـلـب تيره هيچ نشد حاصل و هـنوز
باطـل در اين خيال كه اكسير ميكـنـند
گويند رمز عشـق مـگوييد و مـشـنويد
مشكـل حكايتيسـت كـه تقرير ميكنند
ما از برون در شده مـغرور صد فريب
تا خود درون پرده چـه تدبير ميكـنـند
تـشويش وقـت پير مغان ميدهـند باز
اين سالـكان نـگر كه چه با پير ميكنـند
صد مـلـك دل به نيم نـظر ميتوان خريد
خوبان در اين معامله تقـصير ميكـنـند
قومي بـه جد و جهد نهادند وصل دوسـت
قومي دگر حوالـه بـه تقدير ميكـنـند
في الجملـه اعتـماد مكن بر ثـبات دهر
كاين كارخانهايسـت كـه تغيير ميكنـند
مي خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب
چون نيك بنـگري همه تزوير ميكـنـند
يك نماينده خطاب به باهنر: هرجا كه ميركاظمي پنهان شد، اعلام بفرماييد در جلسه مجلس شركت كنند.

اين هم مكان پنهان شدن ايشان كه در ساختمان رياستجمهوري.
ـ آقا از مجلس هفتم جستي؛ بيا بيرون.
الهام با معاون وزير دادگستري چين ديدار كرد.

معاون وزير: بهبه، چه كفشاي قشنگي! معلومه شما به محصولات كشور ما خيلي علاقه دارين.
مديرعامل ايرنا عوض شد.

فياضي: اي كاش هيچي نبودم، ولي خبرنگار «كيهان» بودم.
جنتي در صدر هيأتي به پاكستان سفر كرد.

امروز پنجمين روز سفر ايشان به اين كشور است.
دورههاي آموزش نظامي بانوان برگزار شد.

ـ خانوم بگير اونور، بابا اين مردا همشون بد نيستن ها!
يك خر در مكزيك به اتهام ضرب و جرح زنداني شد.

فكر كنم اين اسبه ديگه محكوم به اعدام بشه با اين حركتش!

يك نگاهي به تقويم انداختم ديدم فردا سه خرداد روز آزادسازي خرمشهر در عمليات بيت المقدس است. دوباره صدا وسيما شروع كرده سرود ممد نبودي ببيني... شهر آزاد گشته... رو پخش مي كنه، صحبت هاي شهيد جهان آرا رو پخش مي كنه، دوباره داره تكرار مي كنه كه شهيد جهان آرا با تعدادي از جوانهاي خود خرمشهر توانستند 42 روز ارتش عراق رو اذيت كنند و اگر آنها هم مثل كويتي ها از خودشان غيرت نشان نمي دادند چه بسا تهران در هفته اول جنگ اشغال مي شد. با شرايطي كه تهران در روزهاي اول جنگ داشت اين مساله اظهر من الشمس هست.
در چند سالي كه در خوزستان بودم و از نزديك با مردم آبادان و خرمشهر و اهواز در ارتباط بودم به خوبي ميزان نارضايتي آنها را ديدم. در خوزستان نود ميليارد بشكه نفت اثبات شده قابل برداشت هست كه معادل ده هزار ميليارد دلار ثروت مي باشد. اصلاً اين كه چه قدر كشاورزي، انرژي هيدروليكي، گمرك، فولاد، پتروشيمي بندر امام و بنادر خوزستان ارزش دارند به كنار. زماني كه دانشجو بودم هرشب كنار درب اصلي دانشگاه پر بود از زنان و دختركاني كه به اميد گرفتن غذاي پس مانده شام غذاخوري دانشگاه دو ساعت يا بيشتر منتظر مي ماندند. هيچ وقت يادم نمي رود زماني كه يكي از دختركان به سمت من دويد و از من پرسيد كي شام رو ميارند؟ و من هم به او گفتم تا چند دقيقه ديگه ميارند متصدي دانشگاه كه مي خواست به خانه شان برود آمد كنار من و گفت اين دختر را من مي شناسم پدرش در جنگ شهيد شده است. الان ببين چطوري دارند زندگي مي كنند در حالي كه زير پايشان نفت هست. راست مي گفت، در كنار محله آنها چندين چاه نفت بود.
اي كساني كه مي گوييد انرژي هسته اي حق مسلم ماست. اگر انرژي خيلي مهم هست و ما بايد تا آخر به خاطر به دست آوردن انرژي بجنگيم و هر هزينه اي كنيم تا به حال در تابستان سري به آبادان و اهواز زده ايد؟ هيچ مي دانيد كه در تابستان با گرماي شصت درجه به خاطر استفاده از كولر گازي كه انرژي زيادي مي طلبد و خارج از توان توليد برق خوزستان هست هر روز در ساعات اوج گرما به مدت چند ساعت برق قطع مي شود؟ خودتان مي توانيد بدون كولر چندين ساعت در اين چنين گرمايي تاب بياوريد؟ اگر به فكر اين مردم بوديد يك نيروگاه حرارتي درست مي كرديد كه با ذخيره انرژي بتواند در تابستان جواب مصرف كولرها را بدهد.
مي گوييد كه در جنگ آبادان و خرمشهر ويران شدند و تقصير صدام است كه آنها الان ويرانه اند، به عكس هاي هيروشيما درست بعد از جنگ جهاني كه با خاك يكسان شده بود و عكس هايش در حال حاضر نگاه كنيد تا بفهميد كه مي دانيم كه وظيفه خود را انجام نداده ايد.
آقايان! يادتان باشد كه در آزادسازي خرمشهر اين ايراني ها بودند كه شهيد دادند، دستشان قطع شد، فلج شدند و كور شدند تا خرمشهر آزاد شود اما در ارتش عراق عراقيها و اردني ها و مراكشي ها و لبناني ها و فلسطيني ها مي جنگيدند.
پي نوشت: براي اولين بار بود كه زمان نوشتن يك مطلب از وبلاگم گريه ام گرفت، زماني كه داشتم خاطره ام از دختركي كه منتظر غذاي پسمانده بود مي نوشتم.
هيروشيما بعد از انفجار اتمي


سردبير سابق روزنامه کيهان در اين همايش اظهار داشت: "در ادبيات عامه ميگويند بيخبري اگر نوع اطلاع رساني طوري باشد که براي خوشخبري است، روح لطيف مردم اسباب زحمت شود، آنها ترجيح ميدهند گوش ندهند، اطلاعات اگر سوهان روح مردم باشد، دريافت نکردنش براي آنها مزيت نسبي دارد. برخي ديدگاههاي رسانهاي چنان است که در آنها حتي به قيمت تخريب روان مخاطب حاضرند اطلاعرساني کنند؛ چون خبرشان جذابيت پيدا ميکند. يکي از مسائلي که با آن مواجهيم دروغ در حوزه سياسي و مسائل حکومتي، همچنين کمفروشي در دادن اطلاعات واقعي به جامعه و يا دادن خبر برعکس و مخدوش است."
وزير ارشاد در اظهار نظري ديگر گفت: "هيچ دولتي به مانند دولت نهم دربرابرمطبوعات و رسانهها ازخود چنين سعه صدري نشان نداده است".
اين در حالي است که روز شنبه نيز خبرگزاري مهر اظهارات غلامحسين الهام، سخنگوي دولت را نقل کرده بود که مهمترين ويژگي برجسته دولت محمود احمدينژاد را "مخالفت بنيادين با امر سانسور" و "حمايت از گردش آزاد اطلاعات در ايران" مي دانست. سخنگوي دولت كه در دومين همايش ملي روابط عمومي دستگاههاي اجرايي سخنراني ميکرد، گفت که حفاظت از اصل آزادي رسانهاي، پرهيز از سيطره و انحصار رسانهها در خدمت دولت مهمترين ويژگي برجسته دولت در امر اطلاعرساني است.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دو هفته نامه ايلام فردا تيتر اول خود را به موضوع استفاده يکي از مسئولان سياسي ايلام از موقعيت خود براي استخدام فرزندش اختصاص داده است.
به گزارش البرز در اين مطلب با عنوان (به به ، بخوانيد و تعجب نکنيد؟!) تأکيد شده که با وجود فارغ التحصيلان دانشگاهي فراوان انگار بيکاري فقط مختص عده اي است.
در ادامه مطلب با نثر طنز آلود و کنايه آميزآمده است که آقازاده يکي از مديران به نام (م ـ الف) که به سلامتي در حال تحصيل در مقطع کارداني پودماني بدون کنکور در دانشگاه آزاد است و متأسفانه از ناراحتي شديد کليوي در رنج است موفق به اخذ کارت معافيت سربازي شده و همزمان در يکي از اقتصادي ترين شرکت هاي استان (پتروشيمي ) استخدام رسمي شده و اين در حاليست که طبق قانون استخدام دارندگان معافيت پزشکي ممنوع است.
در ادامه مطلب نگارنده به اعزام گروهي از افراد تازه استخدام شده اين مجتمع به دوره آموزشي ژاپن اشاره و تأکيد کرده است که در اداره اي که اين آقازاده جذب شده ، جوانان تحصيلکرده زيادي از جمله دانشجويان و فارغ التحصيلان دکترا و کارشناسي ارشد مشغول فعاليت هستند که اجازه نيافته اند به کشور خارجي اعزام شوند ولي او به عنوان نخبه استاني با بدرقه رسمي رهسپار کشور ژاپن شده است.
اين مطلب با گفتاري از فلاسفه به پايان رسيده با اين مضمون که هر کس بتواند شجاعت را خريداري کند، شجاع است هرچند بزدل باشد.
گفته مي شود روي سخن نشريه ايلام فردا با فرماندار شهرستان ايلام مرکز (استان ) است که با استفاده از موقعيت اداري خود فرزندش را در پتروشيمي استخدام کرده است، استخدام فرزند فرماندار ايلام در مجتمع پتروشيمي بدون دارا بودن مدرک تخصصي اين روزها با انتقاد شديد محافل مختلف مواجه شده است.
ايلام فردا به مدير مسئولي احمد شوهاني منتشر مي شود و داراي گراي











