فوت زن 42 ساله به خاطر گرانی اجاره خانه
به گزارش"جهان" به نقل از فارس، عصر روز گذشته مأموران مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از فوت مشكوك يك زن در بيمارستان با خبر شدند.

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:” 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه.” کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.
درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.”( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)
نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو ميكنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است.”(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)
قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:”روشنفکران و روحانيانی که بنيادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آيا حتی يک تن از آنها در کاری هست؟ اينها که امروز بر کارند در جريان انقلاب چه می کردند؟”(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)
پی نوشت۱: آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت کرد و به صف حکومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاک توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محکوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن کشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد.
رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران گفت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاههاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.
به گزارش رجانيوز به نقل از برنا، به تازگي بخشنامه اي از سوي اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه در پايتخت ابلاغ شده است که بنابر آن تمامي آرايشگران را، از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران منع ميکند.
نصيري، رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران در گفتگو با خبرنگار ما با تائيد ابلاغ اين بخشنامه گفت: به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، نيروي پليس شهر تهران از مجمع صنفي آرايشگاه هاي مردانه تعهدنامه اي گرفته است تا ديگر مدل هاي نامناسب را به مشتري ها عرضه نکند.
گفته نصيري در حالي است که امروز در بسياري از آرايشگاههاي مردانه مدل هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر عرضه مي شوند و مشتري ها نيز معمولا به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل ها استقبال مي کنند!
نصيري در ادامه اظهار داشت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاههاي سطح شهر اين بخشنامه را دريافت کرده اند و شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد.
رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران همچنين با اعلام قيمت يک پيرايش ساده براي مردان اظهار کرد: اتحاديه بالاترين قيمت يک پيرايش ساده براي آقايان را 1800 تا دو هزار تومان اعلام کرده است؛ اما اگر پيرايش مردان به همراه شستشو و خشک کردن مو همراه باشد اين ميزان تا سقف 4 هزار تومان نيز افزايش مي يابد اما قطعا نبايد آرايشگران از اين ميزان مبلغ بيشتري را دريافت کنند.
اين در حالي است که حميد آدرسي يکي از آرايشگران مرد در گفت و گو با خبرنگار برنا درباره قيمت پيرايش در تهران ميگويد: قيمت اصلاح آقايان در "نازلترين شکل" دو هزار تومان است اما اين مبلغ تا سقف بينهايت ميتواند پيش برود به طوري که امروز در برخي آرايشگاههاي بالاي شهر آرايشگران از مشتري تا مبلغ 60 و يا 70 هزار تومان نيز دستمزد دريافت ميکنند.
وي درباره بالا بودن هزينه پيرايش در بالاي شهر اضافه ميکند: علت اين مسئله واضح است، آرايشگر مبلغ بيشتري براي تهيه مغازهاش پرداخته است و بايد اين مبلغ را از جايي تامين کند و از طرفي در اين آرايشگاهها معمولا مشتري عکس خود را به آرايشگر ميدهد و سپس با اسکن آن در کامپيوتر ِ آرايشگاه، مدلهاي مختلف روي سرش امتحان ميشود و بعد مشتري بهترين مدلي را مورد دلخواهش است، انتخاب ميکند و از آرايشگر ميخواهد تا موهايش را به همان شکل کوتاه کند؛ آرايشگر تقريبا مبلغي بالغ بر 10 هزار تومان -کمترين قيمت آن- از مشتري براي همين تعيين مدل دريافت ميکند.
وي در ادامه اظهار داشت: قيمتهاي بالا دليل بر ارائه کار بهتر نيست بلکه در بيشتر موارد براي محل آرايشگاه و تامين هزينهاي است که صاحب ملک صرف دکوراسيون آرايشگاه خود کرده است.
|
نشست مطبوعاتي سرپرست وزارت كشور -3 كوپن بنزين فقط تا پايان تيرماه اعتبار دارد خبرگزاري فارس: سيدمهدي هاشمي گفت: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخشهايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت ميكردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت ميكنند. |
![]() | |
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور در ادامه نشست خبري خبري امروز شنبه خود در پاسخ به پرسشي درباره تغييرات ساختاري در وزارت كشور است، گفت: بحث اصلاح ساختاري دستگاههاي اجرايي از اوائل شروع به كار دولت نهم در دستور كار بوده و ما در وزارت كشور نيز در اين خصوص فعاليتهايي داشتهايم كه بخشي از اين تغييرات امروز نهايي شده است.
وي از راه اندازي قريب الوقوع بانك جامع شوراها خبر داد و گفت: راه اندازي اين بانك يكي از فعاليتهايي است كه در راستاي تحقق دولت الكترونيك به بهره برداري خواهد رسيد.
هاشمي همچنين اعلام كرد: بهرهبرداري از بانك اطلس اجتماعي كشور نيز در آينده نزديك و در حضور اصحاب رسانه انجام خواهد شد.
سرپرست وزارت كشور موضوع دولت الكترونيك را يكي از راههاي كاهش سفر و نيز ارائه خدمت به همه اقشار جامعه دانست و گفت: اين موضوع بايد توسط همه دستگاهها پيگيري شود و وزارت كشور نيز چون داراي پتانسيل بيشتري است بايد اين بحث را جديتر پيگيري كرده و نقش هماهنگ كننده داشته باشد.
وي از اجرايي شدن 32 فعاليت بزرگ در دستگاههاي اجرايي كشور به صورت رايانهاي خبر داد و گفت: اين رايانهاي شدن فعاليتها، نقش مهمي در ارائه خدمت رساني بهتر به اقشار مختلف جامعه خواهد داشت.
سرپرست وزارت كشور همچنين گفت: علاوه بر اجرايي شدن كارت ملي كه تا تاريخ اول تيرماه به صورت كامل به بهره برداري خواهد رسيد، موضوع كارت هوشمند را كه از سال قبل شروع شد در دستور كار قرار داديم و اميدواريم تا پايان سال، بحث صدور كارت هوشمند براي همه افراد جامعه را شروع كنيم.
سيد مهدي هاشمي همچنين اظهار داشت: قرار است سهميه سوخت سه ماه دوم سال 87، تا اواخر هفته اعلام شود.
وي افزود: از سه ماهه دوم سال به بعد، ديگر كوپن بنزين نخواهيم داشت و بخشهايي كه سهميه مازاد خود را از طريق كوپن دريافت ميكردند از اين تاريخ به بعد سهميه خود را از طريق كارت سوخت دريافت ميكنند.
سرپرست وزارت كشور اضافه كرد: كساني كه كوپنهاي سوخت در اختيار دارند تا پايان تيرماه ميتوانند از اين كوپنها استفاده كنند.
هاشمي در ادامه نشست خبري خود با بيان اينكه در موضوعات امنيتي نيز در چند سال گذشته و خصوصا سال قبل رشد قابل توجهي را داشتهايم، گفت: معتقديم استفاده از تجهيزات الكترونيك نيز در افزايش امنيت در مرزها نقش بسزايي خواهد داشت
به تازگي بخشنامهاي از سوي اتحاديه صنف پيرايشگاههاي مردانه در پايتخت(كه مدتي است به آرايشگاه مردانه-پسرانه تغيير ماهيتداده اند) ابلاغ شده که بر اساس آن تمامي آرايشگران موظفند از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران خودداري كنند.
به دنبال اجراي طرح امنيت اجتماعي، پليس شهر تهران از مجمع صنفي پيرايشگاههاي مردانه تعهدنامهاي گرفته تا از اين پس ديگر مدلهاي نامناسب را به مشتريها عرضه نکند.
اين در حالي است که در بسياري از پيرايشگاههاي مردانه مدلهاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر به راحتي عرضه ميشود و مشتريها نيز معمولاً به خواست خودشان و با رضايت از اين مدلها استقبال ميکنند!
بنابراين پسرهاي فشن بايد به قانون احترام بگذارند و بدانند كه «پسراي خوب هيچ وقت ابرو بر نمي دارن؛ زشته، خوبيت نداره!».
اين دوستان فشن همچنين بايد توجه داشته باشند كه قانون، قانون است و با هيچ كس شوخي ندارد. البته پسران فشن تهراني ميتوانند اميدوار باشند كه قانون منع آرايش و ابروبرداري پسران هم مثل قانون ممنوعيت قليان لغو شود.
متهم 10 دي ماه سال گذشته بار ديگر پاي ميز محاکمه رفت و قضات دادگاه دوباره وي را به مرگ محکوم کردند اما باز هم ديوان عالي کشور اين راي را مطابق با موازين قانوني ندانست. به اين ترتيب پرونده از موارد اصراري- کيفري شناخته و به هيات عمومي ديوان عالي کشور ارجاع شد و 45 قاضي عالي رتبه مسوول بررسي مجدد موضوع شدند. به گزارش ايسکانيوز در جلسه يي که در اين خصوص تشکيل شد ابراهيم ابراهيمي- معاون قضايي ديوان عالي کشور- با اشاره به جزئيات پرونده گفت؛ شواهد نشان مي دهد عباس به زور، دختر فريب خورده را به يک ويلا در خارج شهر برده و با تلفن همراهش از وي فيلمبرداري کرده است.وي ادامه داد؛ عباس در موارد متعددي سعيده را آزار داده و تهديد کرده است. همچنين اظهارات دوست سعيده مبني بر اينکه شاکي با اکراه و اجبار، همراه عباس مي رفته و به خاطر آبرويش شکايت نمي کرده و حتي يک بار رگ دستش را بريده و به بيمارستان مراجعه نکرده است؛ زواياي پنهان پرونده را روشن و علم را براي قضاوت حاصل مي کند.در ادامه اين نشست ، دادستان کل کشور نيز گفت، در پرونده شواهدي موجود است که تجاوز به عنف را به اثبات مي رساند. همچنين محتويات فيلم ثابت مي کند عباس به عنف و با زور، سعيده را آزار داده است.در پايان اين نشست 25 قاضي از 45 قاضي رسيدگي کننده، حکم دادگاه کيفري را تاييد کردند و عباس را مستحق اعدام دانستند.
خبر این گزارش تصویری آنست که دولت احمدی نژاد و نیروی انتظامی همآهنگ با دولت برای معضل کودکان خیابانی هم راه حل ضربه ای پیدا کرد. آنها را از خیابان ها جمع می کنند. دهها هزار کودک خیابان را چه خواهند کرد معلوم نیست. فعلا با این طرح و با ترساندن بچه ها و دست های پشت صحنه ای که آنها را در شبکه های مختلف دستفروشی و پخش مواد مخدر و ... اداره می کنند، خیابان های پایتخت را می خواهند برای مدت کوتاهی از این کودکان پاک کنند. این طرح به اجرا گذاشته شده ، درحالیکه صورت مسئله همچنان برجای خود باقی است. یعنی فقر خانواده ها، آواره شدن روستائیان و جمع شده میلیون ها تن از آنان پشت دروازه شهرهای بزرگ، کودکانی که حاصل صیغه اند و شناسنامه ای ندارند.
به این پسر نگاه کنید . کودکی که از شدت گریه و ترس رگ های گردنش بالا آمده و در دلهره فردای خود به ماتمی نشسته است . چندین بار در شهری که زندگی میکنم با این کودکان شب را به صبح رسانده ام با آنها شام های زیبایی خوردم و به آنها فکر میکردم . وقتی دوست آنها باشی همان نان سیب زمینی را که غذای شاهانه آنها محسوب میشود با تو قسمت میکنند . تابستان سال پیش بود با یکی از آنها برخورد کردم در مسیر رفت و آمد همیشه او را با یک دست مال و یک شیشه پاک کن میدیدم که به زور و التماس شیشه های ماشین ها را تمیز میکرد .کفشی نداشت پا برهنه بود ، رفتیم و با هم کفشی ارزان خریدیم فردای آن روز سر همان چهاراه برای من یک بستنی هدیه داد . بستنی را در مغازه نزدیک به چهاراه سپرده بود تا من بیاییم . زمانی که مرا دید به سرعت برق و باد به سمت مغازه دوید تا هرچه سریعتر آن را به من بدهد . منظور من از این نوشته این است که آنها سرشار از مهر و محبت هستند تنها جایی برای ابراز آن نیاز دارند . اگر به آنها رسیدگی نشود و خانواده ای برای آنها به وجود نیاوریم آنها میتوانن مجریمین فردا های ایران باشند
| --------------------------------- |

حسادت عده ای ناشناس به مردی که با یک هنرپیشه بسیار معروف ازدواج کرده بود ، باعث جدایی این دو از یکدیگر شد . این افراد، پس از اطلاع از ازدواج این دو ، بارها وبارها ، مرد را مورد حمله قرار دادند و خودروی او را تخریب کردند و او را تهدید به مرگ کردند و سرانجام ، این زوج ، نجات از این جهنم را در جدایی دیدند.مدير كل ثبت احوال استان تهران گفت: تنها يك درصد از ازدواجهاي موقت ثبت ميشوند.
احمد قشمي در گفتوگو با فارس در رابطه با ثبت ازدواج موقت، گفت:خيلي از ازدواجهاي موقت ثبت نميشود، و فقط يك درصد از آنها ثبت ميشود.
وي در ادامه گفت: ازدواجهاي موقت اگر به صورت قانوني در دفترخانههاي ازدواج ثبت شود، اعلاميههاي آنها هر ۱۵روز يكبار به ثبت احوال ارسال ميشود و بعد از آن، در ثبت احوال نيز به ثبت ميرسد.
مدير كل ثبت احوال استان تهران افزود: ثبت ازدواج موقت بستگي به زوجين دارد. اگر در اين رابطه توافق داشته باشند براي ثبت مراجعه ميكنند و فرم لازم براي ثبت را دريافت ميكنند.
وي در رابطه با فرزنداني كه ثمره ازدواج موقت هستند، گفت: كساني كه سند رسمي ازدواج را ندارند، تنها با اقرار پدر و مادر ميتوانند براي تنظيم سند تولد فرزند خود و گرفتن شناسنامه مراجعه كنند. نميشود بچه بدون شناسنامه بماند.
قشمي تصريح كرد: اگر پدر و مادر اعلام كنند كه زن و شوهر هستند، به استناد اقرارنامه ميتوانند براي فرزند خود شناسنامه دريافت كنند.
وي در پاسخ به اينكه آمار دقيقي دراين رابطه وجود دارد يا خير؟ گفت: در تهران آمار خيلي كمي وجود دارد ولي در شهرستانها و يا روستاها مقداري متفاوت است.
|
دستگیری مردان زن نما در دبی پایگاه خبری تقریب- سرویس اجتماعی: پلیس دبی به تازگی شماری از مردان را که لباس بانوان به تن می کرده و در انظار عمومی ظاهر می شده اند دستگیر کرده و این اقدام را حرکتی در جهت حفظ ارزش های اجتماعی در منطقه سیاحتی و تجاری خلیج فارس برشمرده است. |
به گزارش پایگاه خبری تقریب ،" ضاحی خلفان" فرمانده کل پلیس امارات روز دوشنبه (6 خرداد) در این رابطه به روزنامه خلیج تایمز گفت : توجه ما نسبت به مردانی که لباس زنانه پوشیده و در بازارها و خیابان ها قدم می زنند این روزها دوبرابر شده است.
فرمانده پلیس امارات همچنین تاکید کرد : به طور عملی شماری از مردانی که لباس های مخصوص خانم ها را پوشیده و با آرایش زنانه در اماکن عمومی و مجتمع های مسکونی ظاهر شده بودند تاکنون دستگیر شده اند."
خلفان همچنین اعلام کرد که پرونده مجرمان به دادستانی کل ارسال گردیده و این مسئله در قالب یک طرح ضربتی به مدت یک هفته به اجرا در آمده است.
ضاحی خلفان همچنین از وزارت کشور خواسته است تا با انجام پژوهشی، دلایل و ابعاد این پدیده را روشن کند.
به گزارش شبکه خبری الجزیره ، فرمانده پلیس امارات اعتقاد دارد که وجود مهاجران از ملیت های مختلف، فرهنگ های گوناگونی را به دبی آورده و این تنوع فرهنگی، زندگی ساکنان بومی امارات متحده عربی را تحت الشعاع قرار داده است.


در حال گوش دادن به سخنرانی سیدحسن نصر الله


توی روزنامه اعتماد ملی خوندم که یک بسیجی وقتی دوتا پسر رو با دوتا دختر توی ماشین میبینه جلو میره تا امر به معروف کنه و جوان راننده چون ترسیده بوده پاش رو روی گاز میذاره تا فرار کنه غافل از اینکه این بسیجی به این راحتی ها ول کن نیست ! جوان بسیجی که میبینه ماشین حرکت کرد به سبک این فیلم های اکشن پلیسی میپره و به پنجره ماشین اویزون میشه و فرمون رو میپیچونه …. فرمون پیچیدن همان و کنترل ماشین از دست راننده در رفتن همان … ! ماشین میره و میره تا شرق میخوره به دیوار که البته جوان بسیجی هم بین دیوار و ماشین میمونه و کشته میشه !
امروز دیدم دوست این جوان بسیجی توی وبلاگش نوشته که امروز دوستم شهید شد ! جل الخالق ! این اقا خودش فردین بازی در اورده و پریده فرمون رو گرفته و ماشین منحرف شده و دودش توی چشم خودش رفته حالا بهش میگین شهید ! کی گفته امر به معروف کردن یعنی اویزون شدن به ماشین مردم … یعنی فرمون رو گرفتن … یعنی ایجاد رعب و وحشت کردن …یعنی فردین بازی در اوردن ! نکنه معنای شهید و شهادت عوض شده ما خبر نداشتیم ! حالا باز اگه این اقا رفته بود تذکر بده و اونا مثلا چاقو بهش میزدن و کشته میشد باز این لفظ شهید قابل هضم تر بود !
بسیج مردمی با همین حرکت های خام و نپخته خراب شد …. کاش به بسیجی ها یاد بدن که دیگه اول انقلاب نیست تا با چماق و زنجیر بیان توی خیابون … کاش یاد بدن که کشور یه نیمچه قانونی داره … یاد بدن که به ماشین مردم اویزون نشن …. یاد بدن که فرمون رو نپیچونن … یاد بدن که فردین بازی در نیارن ! یاد بدن که این کار ها عاقبت خوشی نداره و ممکنه ناکام از دنیا برن …………….. با همه اینها باز خدایش بیامرزد !
كه او بر بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان حكمراني ميكند
در هفته اي كه گذشت همايشي در ايالات متحده برگزار شده بود و در آن به مسائل مربوط به ايران پرداخته شد و كارشناسان مختلفي نيز در آن جلسه شركت داشتند كه يكي از آنها آقاي پاتريك كلاوسون رئيس موسسه تحقيقات سياست هاي خاور نزديك واشنگتن بود وي در سخنان خود در رابطه با ايران و شخص آقاي احمدي نژاد گفت : آقاي احمدي نژاد مشكلات اساسي دارد و در توهم زندگي مي كند او واقعا فكر ميكند كه بر بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان حكمراني ميكند و همه مسلمانان تحت فرمان او هستند او حتي نميگويد كه ايران به ابرقدرتي بزرگ تبديل خواهد شد بلكه ميگويد ايران ابرقدرت ترين كشور جهان است آقاي احمدي نژاد هنوز درك درستي از معني واقعي ابرقدرت را ندارد او حتي نميداند كه با چه قدرتي (آمريكا) مي خواهد دست و پنجه نرم كند براستي او از قدرت نظامي ايالات متحده كمترين اطلاعي ندارد او حتي مردم كشور خود را نيز بدرستي نشناخته است چه رسد به مردم ديگر كشور ها . رجزخواني هاي او اصلا جاي تعجب ندارد چرا كه ديگر همه او را شناخته اند و ميدانند كه او چگونه صحبت ميكند اما گويا خود او هنوز خود را نشناخته است از طرفي او دولت خويش را ابرقدرت ترين ميداند و از طرفي يك پيرزن هفتاد ساله (هاله اسفندياري) را به زندان مي اندازد و ميگويد وي ميخواسته عليه امنيت كشورش اقدام نمايد از طرفي مي گويد كشور وي شكست ناپذير است و از طرفي ديگر بنياد سوروس را به اقدام عليه كشور متهم ميكند در حالي دم از ابرقدرت بودن ميزند كه روزنامه ها را بسته و روزنامه نگاران را به زندان مي افكند حتي وبلاگها نويسها و سايتهاي اينترنتي نيز از دست وي مصون نبوده اند. آقاي كلاوسون دولت احمدي نژاد را يك خطر براي مردم دنيا دانست.
اين بسيجي با نام «محمود توفيقيان» صبح امروز هنگام مراجعت به محل كار خود در فرديس با مشاهده خودرويي كه خانم و آقايي برآن سوار بودهاند، به آنها تذكر ميدهد كه به دلايلي كه بايستي مورد بررسي قرار گيرد؛ كار به درگيري كشيده ميشود.
در همين رابطه، «واحد كولواري» فرمانده پايگاه بسيج شهيد دستواره در فرديس كرج به خبرگزاري فارس گفت: راننده اين خودرو توجهي به تذكرات وي نكرده و با حركت خودرو و دنده عقب گرفتن توفيقيان را محكم به ديوار كوبيده و وي را به شدت مجروح ميكند.
اين مسئول گفت: در اين راستا مأموران نيروي انتظامي و مردم به صحنه آمده و متهم را دستگير و فرد مجروح را به بيمارستان تأمين اجتماعي واقع در فرديس ميرسانند.
كولواري تصريح كرد: متأسفانه توفيقيان قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
محمود توفيقيان بيست و دو ساله بوده و سالها در بسيج فعاليت داشته است.
-بازپرس ويژه قتل- در جريان قرار گرفت و به كارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي ماموريت داد عاملان اين اسيدپاشي مرگبار را شناسايي و بازداشت كنند. پليس در بدو تحقيقات خود با پي بردن به هويت مقتول 30 ساله به نام سارا به بازجويي از خانواده او پرداخت و مشخص شد اين زن چند سال قبل از شوهرش طلاق گرفته است. روشن شدن اين موضوع شوهر سابق سارا را در مظان اتهام قرار داد اما همان بررسي هاي مقدماتي نشان داد اين مرد در مرگ زن سابقش هيچ نقشي نداشته است.از آنجا كه اكثر موارد اسيدپاشي به خاطر كينه جويي هاي ناشي از شكست عاطفي به وقوع مي پيوندد كارآگاهان تصميم گرفتند به كنكاش در زندگي خصوصي سارا بپردازند. آنان متوجه شدند مقتول مدت ها قبل با مرد جواني به نام عليرضا رابطه دوستانه داشته، اما اين روابط اخيراً تيره شده بود.در حالي كه نام عليرضا در پرونده مرگ زن 30 ساله ثبت شده بود كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات به بازجويي از شاهدان عيني پرداختند. از آنجا كه دو موتورسوار كلاه كاسكت بر سر داشتند هيچ يك از ناظران واقعه چهره متهمان را نديده بودند. اما يكي از آنها توانسته بود شماره پلاك موتورسيكلت مهاجمان را به خاطر بسپارد. با رديابي اين موتورسيكلت هويت مالك آن به نام مسعود فاش شد. زماني كه ماموران به منزل اين مرد رفتند تا از وي تحقيق كنند متوجه شدند او از روز اسيدپاشي خانه اش را ترك كرده است. دنبال كردن ردپاي مسعود پليس را به يكي از شهرهاي مرزي كشور كشاند و كارآگاهان توانستند در عملياتي غافلگيركننده اين متهم را كه قصد داشت به كشور ارمنستان بگريزد بازداشت كنند. مسعود پس از انتقال به پليس آگاهي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ عامل اصلي اسيدپاشي، دوست صميمي ام عليرضا است.وي توضيح داد؛ عليرضا به سارا علاقه داشت اما اخيراً به وي مشكوك شده بود براي اينكه اين زن را بترساند و از او انتقام بگيرد تصميم گرفت روي او اسيد بپاشد. وقتي از من كمك خواست قبول كردم روز حادثه همراهش بروم.پس از اظهارات اين متهم در حالي كه كارآگاهان قصد داشتند براي دستگيري عليرضا وارد عمل شوند اين مرد به پليس آگاهي مراجعه و خودش را تسليم كرد. وي ديروز در شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران تحت بازجويي قرار گرفت و با بيان اينكه قصد كشتن سارا را نداشته، گفت؛ من و سارا 4 سال پيش با هم آشنا شديم و من به شدت به وي علاقه پيدا كردم. در اين مدت هر كاري كه مي خواست برايش انجام مي دادم و هدفم اين بود كه با وي ازدواج كنم. سارا به من گفته بود چون شوهر اولش اخلاق خوبي نداشت طلاق گرفته است. من هم حرفش را باور كردم و با اين تصور كه سارا همان زن رويايي ام است به رابطه ام با او ادامه دادم تا اينكه كم كم رفتارهايي از وي ديدم كه شكم را برانگيخت. هر چند سارا مرا به بدبيني متهم مي كرد اما اين تصور كه وي با افراد ديگري در رفت و آمد است مرا به شدت آزار مي داد تا اينكه تصميم گرفتم او را بترسانم. از خيابان ناصرخسرو اسيد تهيه كردم و شب حادثه به همراه مسعود به مقابل خانه يكي از دوستان سارا رفتم و در حالي كه مي دانستم زن مورد علاقه ام آنجا است حدود يك ساعت به انتظار ماندم تا وي از منزل بيرون بيايد سپس به طرفش رفتم و روي كمر و پايش اسيد ريختم.متهم به قتل افزود؛ من نمي خواستم صدمه جدي به سارا بزنم و فقط هدفم اين بود كه وي را بترسانم حتي مي خواستم يك هفته بعد به سارا تلفن بزنم و به وي بگويم سزاي كسي كه رفتار نادرست داشته باشد همين است. من حتي از مرگ سارا نيز بي اطلاع بودم تا اينكه يكي از دوستان مشترك مان اين خبر را به من داد و پس از آن تصميم گرفتم خود را معرفي كنم.
بنابر اين گزارش عليرضا و همدستش اكنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل نهم) حفظ تمامیت اراضی کشور وظیفه دولت و آحاد ملت است . نه دولت به تنهایی . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است .مردم اگرچه از حکومت ناراضی هستند اما در مقابل دشمن خارجی ترجیح می دهند ابتدا در مقابل دشمن بایستند.
پنجشنبه 22 فروردین و 10 اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات اعتراض خود را به گوش اماراتی ها رساندند . در تجمع نخست بهرام آبتین بازداشت شد و در تجمع دوم عده بیشتری بازداشت شدند و با دخالت نیروی انتظامی این تجمع به خشونت کشیده شد.
دیروز (جمعه سوم خرداد) برابر با سالروز آزادسازی خرمشهر هم تجمعی مقابل سفارت امارات صورت گرفت . افراد بیشتری نسبت به دفعات گذشته آمده بودند . نیروهای انتظامی بیشتری هم آمده بودند . نه برای اعتراض به امارات برای سرکوب معترضان.
خیلی دردناک است . چرا باید حکومت بترسد که مردم به دشمن خارجی اعتراض کنند؟
پلیس به طرز وحشیانه ای به جان مردم افتاده بود . ضربات باتوم یکی پس از دیگری بر سر و بدن معترضین فرود می آمد و تعداد زیادی بازداشت شدند. تجمع از ساعت پنج تا ساعات آغازین شب ادامه داشت و هر چه بیشتر پلیس مردم را پراکنده می کرد عده بیشتری به محل تجمع می آمدند . مرد میانسالی که ضربه باتوم سربازی به پشتش خورده بود به شدت عصبانی بود و فیاد می کشید بر سرفرمانده که «وقتی من درجبهه می جنگیدم این جوجه سرباز شما کجابود؟»
ماشین ها با مشاهده دستگیری مردم با صدای بوق به اعتراض می پرداختند ولی پلاک ماشین ها به وسیله نیروهای اطلاعاتی کنده می شد و ضبط می شد. نیروهای اطلاعاتی مشغول فیلم برداری و تهیه عکس از تجمع کنندگان بودند و با فحاشی به تهدید آنها می پرداختند .
خیابان ولیعصر از میدان ونک تا چهاراه پاک وی در محاصره مامورین بود.
جهنمی ساخته بود نیروی انتظامی با نیروهای ضد شورش و آدم به فکر فرو می رود که این تجمع اگر سیاسی بود پلیس با مردم چه کار می کرد؟ نیروی انتظامی دیروز از چه چیز دفاع می کرد ؟ از تمامیت ارضی ایران یا امارات؟ این نیروی انتظامی ایران بود یا لشکر زرهی امارات؟
پی نوشت مهم :
خبرگزاری ها این تجمع را سانسور کرده اند و از آنجایی که من خبرنگار خوبی نیستم و نخواهم شد و ذوق عکاسی هم ندارم بقیه اتفاقات را از عکس های مژگان جمشیدی ببیند:


شايد خيلي از شما با اين شعار هاي ستاد بازسازي عتبات عاليات برخورد كرده باشيد، ديشب كه رفتم خونه ديدم روي ميز آبجي كوچيكه يه برگه هست كه من رو ياد بليط هاي بخت آزمايي مي انداخت! فكر مي كنين چي بود ؟!
به هر دانش آموز يه كارت داده بودند با يه شماره سريال! فكر مي كنين براي چي ؟!
براي جمع كردن پول هاي دانش آموزان و ساختن يك بيمارستان پنجاه تخت خوابي به اسم امام سجاد در كربلا! و جالب اين بود كه قرار بود از بين دانش آموز ها قرعه كشي كنند و 32 نفر رو ببرند براي افتتاحيه!
ستاد بازسازي عتبات عاليات طبق اين خبر از زمان تاسيس در سال 1382 تاكنون نزديك به 300 پروژه از حدود 500 ميليارد ريال كمكهاي مردمي در سه بخش بازسازي، خدماتي و فرهنگي انجام داده !
موقع عيد رفته بودم كردستان استاني كه جنگ زده بود، فكر مي كنين چطور بود ؟ امكانات شهري در حد روستا، ساده و … يا چرا راه دور بريم، همين شهر رشت كه خودم توش زندگي مي كنم مطمئنم اگه چند تا درخت نبودن الان…. يا استاني مثل سيستان بلوچستان كه مطمئنم نحروم ترين استان ايرانه و بايد براي اين استان ستاد بازسازي تشكيل داد! يا خرمشهر كه اون هايي كه رفتند مي گن هنوز هم بعد از گذشت اين همه سال آثار جنگ توش كاملا مشخصه…
مسئولين ما سنگ كودكان عراقي رو به سينه مي زنن در حالي كه توي همين كشور فقط كافيه برن سر يه چهارراه بمونن تا ببين كه فقر يعني چي !




تصاوير بالا گوياي همه چيز هست، شايد خودتون بارها به صورت زنده كودكان ايران رو ديده باشيد… هميشه همه در اين جور مواقع مي گن چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است! به نظر من بهتره كه چراغ ها رو بشكينم تا از خونه به مسجد نبرند! نمي دونم ديگه چي بگم! مطمئنم خيلي ها هم هستند با اينكه به نون شبشون معطلن كرور كرور پول مي دن براي بازسازي عراق و همون ها يادشون ميره كه همين عراق و اون صدام لعنتي بودند كه با شروع اون جنگ احمقانه باعث شدند به خاطر هشت سال جنگ ما هشتادسال از دنيا عقب بيفتيم…
فكر كنم زياد ياوه گويي كردم… نمي دونم چرا اين شعر اومد توي ذهنم :
داني كـه چنگ و عود چه تقرير ميكنـند
پـنـهان خوريد باده كـه تعزير ميكنـند
ناموس عـشـق و رونق عـشاق ميبرند
عيب جوان و سرزنـش پير ميكـنـند
جز قـلـب تيره هيچ نشد حاصل و هـنوز
باطـل در اين خيال كه اكسير ميكـنـند
گويند رمز عشـق مـگوييد و مـشـنويد
مشكـل حكايتيسـت كـه تقرير ميكنند
ما از برون در شده مـغرور صد فريب
تا خود درون پرده چـه تدبير ميكـنـند
تـشويش وقـت پير مغان ميدهـند باز
اين سالـكان نـگر كه چه با پير ميكنـند
صد مـلـك دل به نيم نـظر ميتوان خريد
خوبان در اين معامله تقـصير ميكـنـند
قومي بـه جد و جهد نهادند وصل دوسـت
قومي دگر حوالـه بـه تقدير ميكـنـند
في الجملـه اعتـماد مكن بر ثـبات دهر
كاين كارخانهايسـت كـه تغيير ميكنـند
مي خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب
چون نيك بنـگري همه تزوير ميكـنـند
يك نماينده خطاب به باهنر: هرجا كه ميركاظمي پنهان شد، اعلام بفرماييد در جلسه مجلس شركت كنند.

اين هم مكان پنهان شدن ايشان كه در ساختمان رياستجمهوري.
ـ آقا از مجلس هفتم جستي؛ بيا بيرون.
الهام با معاون وزير دادگستري چين ديدار كرد.

معاون وزير: بهبه، چه كفشاي قشنگي! معلومه شما به محصولات كشور ما خيلي علاقه دارين.
مديرعامل ايرنا عوض شد.

فياضي: اي كاش هيچي نبودم، ولي خبرنگار «كيهان» بودم.
جنتي در صدر هيأتي به پاكستان سفر كرد.

امروز پنجمين روز سفر ايشان به اين كشور است.
دورههاي آموزش نظامي بانوان برگزار شد.

ـ خانوم بگير اونور، بابا اين مردا همشون بد نيستن ها!
يك خر در مكزيك به اتهام ضرب و جرح زنداني شد.

فكر كنم اين اسبه ديگه محكوم به اعدام بشه با اين حركتش!

يك نگاهي به تقويم انداختم ديدم فردا سه خرداد روز آزادسازي خرمشهر در عمليات بيت المقدس است. دوباره صدا وسيما شروع كرده سرود ممد نبودي ببيني... شهر آزاد گشته... رو پخش مي كنه، صحبت هاي شهيد جهان آرا رو پخش مي كنه، دوباره داره تكرار مي كنه كه شهيد جهان آرا با تعدادي از جوانهاي خود خرمشهر توانستند 42 روز ارتش عراق رو اذيت كنند و اگر آنها هم مثل كويتي ها از خودشان غيرت نشان نمي دادند چه بسا تهران در هفته اول جنگ اشغال مي شد. با شرايطي كه تهران در روزهاي اول جنگ داشت اين مساله اظهر من الشمس هست.
در چند سالي كه در خوزستان بودم و از نزديك با مردم آبادان و خرمشهر و اهواز در ارتباط بودم به خوبي ميزان نارضايتي آنها را ديدم. در خوزستان نود ميليارد بشكه نفت اثبات شده قابل برداشت هست كه معادل ده هزار ميليارد دلار ثروت مي باشد. اصلاً اين كه چه قدر كشاورزي، انرژي هيدروليكي، گمرك، فولاد، پتروشيمي بندر امام و بنادر خوزستان ارزش دارند به كنار. زماني كه دانشجو بودم هرشب كنار درب اصلي دانشگاه پر بود از زنان و دختركاني كه به اميد گرفتن غذاي پس مانده شام غذاخوري دانشگاه دو ساعت يا بيشتر منتظر مي ماندند. هيچ وقت يادم نمي رود زماني كه يكي از دختركان به سمت من دويد و از من پرسيد كي شام رو ميارند؟ و من هم به او گفتم تا چند دقيقه ديگه ميارند متصدي دانشگاه كه مي خواست به خانه شان برود آمد كنار من و گفت اين دختر را من مي شناسم پدرش در جنگ شهيد شده است. الان ببين چطوري دارند زندگي مي كنند در حالي كه زير پايشان نفت هست. راست مي گفت، در كنار محله آنها چندين چاه نفت بود.
اي كساني كه مي گوييد انرژي هسته اي حق مسلم ماست. اگر انرژي خيلي مهم هست و ما بايد تا آخر به خاطر به دست آوردن انرژي بجنگيم و هر هزينه اي كنيم تا به حال در تابستان سري به آبادان و اهواز زده ايد؟ هيچ مي دانيد كه در تابستان با گرماي شصت درجه به خاطر استفاده از كولر گازي كه انرژي زيادي مي طلبد و خارج از توان توليد برق خوزستان هست هر روز در ساعات اوج گرما به مدت چند ساعت برق قطع مي شود؟ خودتان مي توانيد بدون كولر چندين ساعت در اين چنين گرمايي تاب بياوريد؟ اگر به فكر اين مردم بوديد يك نيروگاه حرارتي درست مي كرديد كه با ذخيره انرژي بتواند در تابستان جواب مصرف كولرها را بدهد.
مي گوييد كه در جنگ آبادان و خرمشهر ويران شدند و تقصير صدام است كه آنها الان ويرانه اند، به عكس هاي هيروشيما درست بعد از جنگ جهاني كه با خاك يكسان شده بود و عكس هايش در حال حاضر نگاه كنيد تا بفهميد كه مي دانيم كه وظيفه خود را انجام نداده ايد.
آقايان! يادتان باشد كه در آزادسازي خرمشهر اين ايراني ها بودند كه شهيد دادند، دستشان قطع شد، فلج شدند و كور شدند تا خرمشهر آزاد شود اما در ارتش عراق عراقيها و اردني ها و مراكشي ها و لبناني ها و فلسطيني ها مي جنگيدند.
پي نوشت: براي اولين بار بود كه زمان نوشتن يك مطلب از وبلاگم گريه ام گرفت، زماني كه داشتم خاطره ام از دختركي كه منتظر غذاي پسمانده بود مي نوشتم.
هيروشيما بعد از انفجار اتمي


------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دو هفته نامه ايلام فردا تيتر اول خود را به موضوع استفاده يکي از مسئولان سياسي ايلام از موقعيت خود براي استخدام فرزندش اختصاص داده است.
به گزارش البرز در اين مطلب با عنوان (به به ، بخوانيد و تعجب نکنيد؟!) تأکيد شده که با وجود فارغ التحصيلان دانشگاهي فراوان انگار بيکاري فقط مختص عده اي است.
در ادامه مطلب با نثر طنز آلود و کنايه آميزآمده است که آقازاده يکي از مديران به نام (م ـ الف) که به سلامتي در حال تحصيل در مقطع کارداني پودماني بدون کنکور در دانشگاه آزاد است و متأسفانه از ناراحتي شديد کليوي در رنج است موفق به اخذ کارت معافيت سربازي شده و همزمان در يکي از اقتصادي ترين شرکت هاي استان (پتروشيمي ) استخدام رسمي شده و اين در حاليست که طبق قانون استخدام دارندگان معافيت پزشکي ممنوع است.
در ادامه مطلب نگارنده به اعزام گروهي از افراد تازه استخدام شده اين مجتمع به دوره آموزشي ژاپن اشاره و تأکيد کرده است که در اداره اي که اين آقازاده جذب شده ، جوانان تحصيلکرده زيادي از جمله دانشجويان و فارغ التحصيلان دکترا و کارشناسي ارشد مشغول فعاليت هستند که اجازه نيافته اند به کشور خارجي اعزام شوند ولي او به عنوان نخبه استاني با بدرقه رسمي رهسپار کشور ژاپن شده است.
اين مطلب با گفتاري از فلاسفه به پايان رسيده با اين مضمون که هر کس بتواند شجاعت را خريداري کند، شجاع است هرچند بزدل باشد.
گفته مي شود روي سخن نشريه ايلام فردا با فرماندار شهرستان ايلام مرکز (استان ) است که با استفاده از موقعيت اداري خود فرزندش را در پتروشيمي استخدام کرده است، استخدام فرزند فرماندار ايلام در مجتمع پتروشيمي بدون دارا بودن مدرک تخصصي اين روزها با انتقاد شديد محافل مختلف مواجه شده است.
ايلام فردا به مدير مسئولي احمد شوهاني منتشر مي شود و داراي گرايش مستقل اما متمايل به اصلاح طلبان است.

امروز کتابی به دستم رسید به نام “اصطلاحات خودمانی” اثری از “دکتر محمود اکرامی” انقدر این کتاب به نظرم جالب آمد که ناخودآگاه سی چهل صفحه از آن را بدون اینکه قصد خواندنش را داشته باشم خواندم!
این کتاب مجموعهای از اصطلاحات خیابانی است که مردم استفاده می کنند. دکتر اکرامی خود را از قید و بند اصول دستوری رها کرده و خیلی آزادانه به این مقوله پرداخته. اگر این کتاب را که قیمتش 3000 تومان است نخرید کل عمرتان برفناست! (ما که امانت گرفتیم.) چند اصطلاح خیلی جالب را برایتان میآورم:
آب پرتقال:لوس/ بچه ننه/ کسی که خیلی خودش را دوست دارد
آفتابه: بیریخت/ بیارزش/ یهوری/ چلاق
اسب: آدم گیج
اوچیکتیم: تغییر یافته (کوچکتیم) نهایت تحقیر خود در برابر دوست
پشکل نشان: بیارزش/ بیمارک
تیمیز: (تمیز) عالی/ خوب
جواد: کسی که لباس دمده میپوشد
سننه: به تو چه ربطی دارد
فاطی کماندو: زن چادری که به بیحجابها گیر میدهد
در پایان باید به این نکته اشاره کنم که این کتاب چند فصل دارد و یکی از فصلهایش فرهنگ است و بقیه نقد و تفسیر این نوع فرهنگ (خیابانی) است. تقسیم بندیها و ریزبینیهای دکتر اکرامی در این موارد واقعا خواندنیست.
من نمیدونم این اقای رییس جمهور خجالت نمیکشه ؟ اخه چه تخم دوزرده ای کردین برای مردم که حالا باز میخواین جشن و سرور هم رابندازین ! اقا ما دلمون سیاهه ! شکممون گشنه اس ! خونه بدوشیم ! بدبختیم … ذلیلیم … خریم …سگیم …! اخه چجوری بگم که حالیت شه ! امروز همه دغدغه ما این شده که بتونیم شکم اهل و عیال رو سیر کنیم …! یه برنج تایلندی که مرغ و خروس هم نمیخوره میدادین به ملت که همونم ور افتاد شکر خدا ! من نمیدونم خجالت نمیکشی میگی مدیریت امام زمان ! اقا اگه این مدیریت امام زمانه من از خدا میخوام اقا هیچوقت ظهور نکنه ! ماها همه اَن و گهمون قاطی شده تو این چند سال اونوخ تو میگی مدیریت امام زمان ؟ احتمالا روی شما با سنگ پای قزوین عهد اخوت نبسته اقا ؟
خلاصه که جشن هم میخوای بگیری بگیر اقا ! اما توره جونه مادرت چراغونی نکن ! از ما هم بکش بیرون مارو دعوت نکن که نمیایم ! یه مشت پرچم سیاه بگو بزنن در خونه های مردم و کوی و برزن … ماهم خیر سرمون سیاه میپوشیم ! یه مشت طلبه هم بگو برن رو منبر از فضایل انقلاب بگن و از مدیریت امام زمان و شق القمر های متوهمانه شما !…. اخرش هم یه گریزی بزنن به صحرای کربلا تا این بغض لعنتی بترکه و چشممون تر بشه ؛ شاید غمی ازمون کم شه ! با پول این مردم بدبخت هر کاری میخوای بکنی بکن اقا ! ماها اوج شجاعتمون این بوده که رای ندیم ! همین … هیچ غلط دیگه ای نمیکنیم …. خاطر جمع باش ! اگه کسی زر زده موج و طوفان و این حرفا ؛ غلط زیادی کرده ….. ! برو حال کن با توهماتت ….. برو اقا !
ديشب هم يكي از كسبه تعريف ميكرد كه توي بانكوك چون فيلتر سيگارش رو روي زمين انداخته پليس جلوش رو گرفته و به پول خودمون بيست و چهار هزار تومن جريمه شده ! يكي ديگه از دوستان هم از سفرش به چين ميگفت و اينكه وقتي براي بازديد از يك كارخونه رفته در موقع بازديد يك نفر از اين كارگر هاي چيني سرش رو هم بالا نكرده و حتي براي يك دقيقه دست از كار نكشيدن و چنون سرگرم كار بودن كه انگار هيچ چي رو نميبينن !
اونوخ خيلي ها ميگن چرا چين دنيا رو با محصولاتش قبضه كرده ! چرا مثلا تايلند و سنگاپور قطب توريستي شده و اينقدر زيباست يا چرا كشور هاي اروپايي پيشرفته هستن ! بابا والله اونا هم عين ما ادمايي يك سر دوگوش هستن و روي دوتا پا راه ميرن ! والله ما اگه از اونا باهوش تر نباشيم كم هوش تر نيستيم ! اما خيلي از ماها جنسمون خرابه ! اخه چه توقعي از ما كه همش اينور اونور تف ميندازيم واخلاط بينيمون رو مياريم تو دهنمون و پرت ميكنيم روي زمين ! چه توقعي از ما كه بچه هامون رو كنار خيابون سرپا ميگيريم تا خير سرمون بشاشن ! يا بعضي راننده تاكسي ها توي ماشين زيپ شلوار رو ميكشن پايين و توي شيشه ميشاشن بعد خالي ميكنن تو خيابون و شيشه رو ميشورن براي دفعه بعد !
چه توقعي از ما كه زباله ساز هاي متحركيم و هي فرت و فرت تخمه و ات و اشغال ميخوريم و اشغالاش رو روي زمين ميريزيم ! چه توقعي از ما كه بعضي كارگرامون ترجيح ميدن بيشتر ساعات كاريشون رو توي مستراح يا ابدار خونه بگذرونن ! طرف ميبيني توي خونش نماز نميخونه اما تو كارخونه براي فرار از كار نماز جعفر طيار ميخونه ! اي بزنه به كمرت اون نماز ! اقا خيلي از ماها خرابيم … عين سيباي گنديده توي جعبه كه چار تا سيب سالم رو هم خراب ميكنن ! با يه جعبه سيب گنديده چجوري ميخوايم كشور نمونه داشته باشيم الله و اعلم !
برنامهي «عمو پورنگ» پس از گذشته 7 سال از پخش زنده آن سرانجام به پايان رسيد. با اينحال اين برنامه جمعه (سوم خردادماه) ويژهبرنامهاي را به مناسبت سالگرد آزادسازي خرمشهر توليد و پخش خواهد كرد.
مسلم آقاجانزاده ـ تهيهكننده برنامه «عمو پورنگ» در گفتوگو با ايسنا، از برگزاري جشني بزرگ در مقابل مسجد جامع خرمشهر خبر داد و افزود: اين جشن با حضور بچههاي خرمشهر و عموپورنگ پنجشنبه ضبط ميشود و جمعه به روي آنتن خواهد رفت.
وي زمان پخش اين ويژهبرنامه را سوم خردادماه پس از خبر ساعت 14 اعلام كرد.
آقاجانزاده دربارهي دلايل به پايان رسيدن برنامهي عمو پورنگ پس از هفتسال از پخش زنده آن، خاطرنشان كرد: اين برنامه درحال بازنگري است و قرار است پخش آن با فرمت ديد ادامه يابد.
وي درباره ساختارهايي كه احتمال ميرود سري جديد برنامهي «عمو پورنگ» در قالب آنها توليد و پخش شود، اظهار كرد: ممكن است برنامه «عمو پورنگ» را در قالب مسابقهي تلويزيوني ارايه دهيم كه براي بچهها هيجان خاصي داشته باشد.
تهيهكننده برنامهي «عمو پورنگ» به اين پرسش كه آيا احتمالا پخش اين مجموعه تلويزيوني در تابستان امسال خواهد بود؟ پاسخ منفي داد و گفت: بعيد ميدانم اين برنامه به تابستان برسد؛ چراكه ما اصلا اصراري به زودبرگشتن نداريم و تا زمانيكه به فرمت خوب و مناسب نرسيم، مطمئن باشيد سري جديد عمو پورنگ را نخواهيم ساخت.
مسلم آقاجانزاده در عينحال از حضور عموپورنگ در ويژهبرنامههايي چون سالگرد آزادسازي خرمشهر خبر داد و افزود: ويژهبرنامه عمو پورنگ، 27 خردادماه به مناسبت برگزاري جشنواره توليدات مراكز استانهاي صداوسيما در شيراز توليد و از شبكه اول پخش ميشود.
|
کمک رئیسجمهور به زن غشکرده - عکس
| |||||
![]() | |||||
|
|
عكس هاي يادگاري معلم فداكار محمودرضا واعظي
با دانش آموزان ساعاتي قبل از حادثه
محمودرضا واعظي نسب " كه در معيت تعدادي از مربيان و دانش آموزان آموزشگاه ابتدايي به باغرود نيشابور عزيمت كرده بود براي نجات جان يك دانش آموز جان خود را از دست داد. اين معلم ايثارگر در حال بازي فوتبال در ميدان چمن اردوگاه مرحوم واعظي متوجه سقوط دروازه بر روي دانش آموز مي شود و با سرعت زياد خود را به دروازه رسانده و با اينكه دانش آموز را از زير دروازه نجات مي دهد، خود بر اثر سقوط دروازه و برخورد شديد با اين معلم ورزش ايثارگر متاسفانه جان خود را ازدست مي دهد.
گفتني است، مراسم تشيع پيكر مرحوم با حضور عده كثيري از مردم و مسئولين شهرستان 29 ارديبهشت ماه برگزار شد.

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید
زني كه نتوانسته بود حكم طلاق خود را دريافت كند در پي پيامك هاي تهديدآميز شوهرش با خوردن سم، به زندگي اش پايان داد.به گزارش خبرنگار ما، اين زن 27 ساله كه منيره نام داشت در 13 سالگي به عقد مردي به نام يعقوب درآمد و از او صاحب دو فرزند دختر شد. او پس از 14 سال زندگي مشترك به خاطر آزارهاي شوهرش تصميم به جدايي گرفت اما پس از دو سال تلاش نتوانست حكم طلاق را دريافت كند و چندي بعد خودكشي كرد.
درخواست طلاق
پرونده منيره دو سال قبل در دادگاه خانواده به جريان افتاد و او طي شكايتي خواستار جدايي از شوهرش شد. وي درباره علت اين درخواست خود گفت؛ يعقوب مردي بداخلاق و عصبي است و به هر بهانه يي مرا به باد كتك مي گيرد. گاه شدت ضرباتش به حدي است كه از حال مي روم. در تمام اين سال ها سكوت كردم اما اكنون ديگر نمي توانم به اين زندگي ادامه دهم.
در پي اظهارات زن جوان، شوهر وي به دادگاه خانواده احضار شد و اعلام كرد به هيچ وجه به جدايي از منيره رضايت نمي دهد. هنگامي كه كشمكش قضايي بين اين زوج بالا گرفت منيره مهريه اش را خواستار شد اما پس از احضار مجدد يعقوب به دادگاه وي نامه يي را به قاضي پرونده ارائه داد كه تاييد مي كرد منيره مهريه دو ميليون توماني اش را بخشيده است.
زن جوان هنگامي كه با اين نامه كه خودش آن را امضا كرده بود، مواجه شد، در حالي كه در بهت فرو رفته بود به قاضي دادگاه گفت؛ من نمي دانم اين نامه چيست. چندي قبل عروسي برادرم بود و من بايد براي تهيه مقدمات جشن به خانه مادرم مي رفتم اما يعقوب به من اجازه خروج از خانه نمي داد. وقتي از وي خواهش و تمنا كردم اجازه بدهد به منزل مادرم بروم و در جشن عروسي برادرم حضور داشته باشم او نامه يي را به من داد و گفت اگر زير آن را امضا كنم وي نيز از لجاجت دست بر مي دارد. من بدون خواندن نامه و فقط براي رسيدن به خواسته ام آن را امضا كردم.
پس از آنكه منيره متوجه شد حق دريافت مهريه را از دست داده است بار ديگر درخواست طلاق داد و اين بار براي رسيدن به خواسته اش گواهي سازمان پزشكي قانوني را ضميمه پرونده كرد. در اين گواهي تاييد شده بود منيره مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. زن جوان در اين خصوص گفت؛ يك بار پس از آنكه شوهرم به شدت مرا كتك زد عليه وي شكايت كردم و يعقوب در دادگاه به پرداخت ديه محكوم شد.
پس از ارائه اين مدرك به دادگاه، قاضي پرونده به اين خاطر كه مدت نسبتاً زيادي از صدور گواهي پزشكي قانوني گذشته و اين تاييديه براي پرونده يي ديگر صادر شده بود آن را دليل كافي براي صدور حكم طلاق ندانست و ضمن دعوت اين زوج به صلح و سازش از منيره خواست چنانچه شوهرش دوباره به ضرب و جرح وي پرداخت، اين بار هم به پزشكي قانوني بروند تا دادگاه با اين مدرك بتواند راي به جدايي زن و شوهر جوان بدهد.
خودكشي
پس از نااميدي منيره از دريافت حكم طلاق، وي حاضر به بازگشت به خانه شوهرش نشد و به منزل مادر خود رفت. پس از آن بود كه يعقوب با ارسال پيامك هايي به تهديد همسرش پرداخت و اعلام كرد اگر منيره حاضر به بازگشت به منزل نباشد او و خانواده اش را مي كشد.
ارسال پيام هاي تهديدآميز همچنان ادامه داشت تا اينكه چند روز قبل منيره با خواهرش تماس گرفت و مدعي شد اقدام به خودكشي كرده است. پس از اين تماس تلفني خواهر منيره به سرعت خود را به منزل مادرش رساند و با مشاهده پيكر نيمه جان زن جوان وي را به بيمارستان رساند اما منيره كه سم دفع آفات گياهي خورده بود جان باخت.
شكايت
پس از مرگ منيره خانواده او عليه يعقوب اعلام شكايت كردند. برادر منيره در اظهاراتش گفت؛ يعقوب هميشه خواهرم را كتك مي زد به همين خاطر نيز او پس از 14 سال تحمل به رغم داشتن دو دختر 5 و 12 ساله تصميم به جدايي گرفت ولي وقتي قاضي دادگاه اين راي را صادر نكرد يعقوب براي بازگرداندن خواهرم شروع به تهديد وي كرد و نه تنها طي پيامك هايي مي گفت منيره و مادرم را مي كشد بلكه شوهرخواهرهايم را به قتل تهديد كرده است و به همين خاطر از وي شكايت داريم.خواهر منيره نيز درباره خودكشي زن جوان گفت؛ روز حادثه منيره به من زنگ زد و گفت سم خورده تا خودكشي كند. آن روز مادرم در منزل نبود و من كه به شدت نگران شده بودم به همراه شوهرم سراسيمه خود را به خانه وي رساندم اما تلاش هايم براي نجات جان منيره بي فايده بود.
بنابر اين گزارش اكنون پرونده اتهامي يعقوب به خاطر تهديد به قتل در جريان است و شاكيان، پيامك هاي ارسال شده از متهم را به دادسرا ارائه داده اند.